وبلاگ روستای گز
هدف: اطلاع رسانی و معرفی روستا و ارتباط با همولایتی ها

سلام

یک زمانی که ما بچه بودیم گز برق نبود و وقتی هوا غروب میکرد هوای گز خیلی دلگیرو تاریک می شد بطوری که چشم چشمو نمی دید دمدمایی غروب رمه از دور که می امد یک گردوخاک خاصی بلند میشد و بوی گوسفندا میزد به دماغ و بعضی وقتا علی مراد که چوپان خیلی مهربونی بود یک یا دو بزغاله زیر بغلش به صاحبانش تحویل میداد گوسفندا راه خودشونو بلد بودند و هرکدام به منزلی که متعلق داشت میرفتند و این مراد که واقعا من هنوز نجابت و سادگی شو دوست دارم هیچ وقت نگفت گرگ امد گرگ امد.

چند تا کار دیگه و کار جمعی دیگه هم بود که مردم باهم انجام میدادند و هیچ کس تنها نبود شاید به خاطر کمی جمعیت و یا نداشتان فرزند ذکور زیادموقع ساختن خانه همه می امدند و شروع به ساخت خانه می کردندو نهار همه در خانه صاحب کار دعوت بودند و از این بابت کسی پولی نمی گرفت و جز طلب میشد تا وقتی اون کاری داشت باید دینش را ادا میکرد یکی موقع عروسی همه جمع میشدند و به اصطلاح به خاشه میرفتند.

سید قاسم علوی

[ سه‌شنبه ۱۳٩۱/٥/۱٠ ] [ ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ گز

این وبلاگ برای معرفی و اطلاع رسانی در مورد روستای گز از توابع دهستان نهارجان بخش مود شهرستان سربیشه خراسان جنوبی راه اندازی شده است. از همه همولایتی های عزیز برای پربار شدن وبلاگ استمداد می طلبیم.آدرس ایمیل وبلاگ gazvillage@gmail.com می باشد .هر گونه مطلبی یا عکسی که توسط دوستان فرستاده شود به نام خود ایشان در وبلاگ منتشر خواهد شد.
امکانات وب
Google

در وبلاگ گز
در كل اينترنت
RSS Feed