وبلاگ روستای گز
هدف: اطلاع رسانی و معرفی روستا و ارتباط با همولایتی ها

با خبر شدیم متاسفانه سالار علی حسینی روز گذشته دار فانی را وداع گفته اند. با آرزوی آمرزش الهی برای آن مرحوم و صبر و سلامتی برای بازماندگان  خدمت خانواده محترم ایشان و فامیل های وابسته عرض تسلیت داریم . در ضمن مراسم پرسه روز سه شنبه 30 آبان ماه در حسینیه صاحب الزمانی روستای گز برگزار خواهد گردید.

[ دوشنبه ۱۳٩۱/۸/٢٩ ] [ ٩:۱٩ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

محرمی دیگر آمد و شوری دیگر آفرید  گویی دوباره کاروان امام حسین وارد کربلا گشته و همین روز هاست که عاشورا تکرار گردد . حالا برا چند لحظه چشما تو ببند فکر کن شب عاشوراست و فرصت انتخاب داری؟ببین کجای کاری می مونی یا میری . رفتن سخت است و ماندن سخت تر . بروی دنیا داری بمانی آخرت . بروی نقد را داری و بمانی نسیه (هر چند وعده خدا نسیه نیست) می روی یا می مانی

چرا می مانی و چرا می روی؟ نیاز به تفکر دارد جواب نمی خواهم با خودت بیندیش و فقط به خودت جواب بده 



[ یکشنبه ۱۳٩۱/۸/٢۸ ] [ ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

نِماشُم وقتکه خورشید واراشد    برفت دَ پشت کوهو   جابجاشد

رمه اُمد  و چوپو  خوشخُبر  بُد      دو بزغاله جَمل تو توبره جا شد

[ شنبه ۱۳٩۱/۸/٢٧ ] [ ٧:٢٤ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

لطفا قلک دِلُن خور پر سکه کنه

بر شادی آدم اسکانس تکه کنه

بهتر زلب و صورت خندان دیدی؟

پس برچه پول جم بر ره مکه کنه

قلک همیشه یکی از زیبایی های دنیای کودکانه و خاطرات دوران بزرگسالی است . اگر الان بزرگسالید حتما یک قلک برای کودکتان خریده اید و اگر کودکید حتما یک قلک در خانه دارید. قلک ها امروز اغلب پلاستیکی یا سفالی هستند . بگذارید از قلک های سال ها پیش در گز بگویم:

حدود 30 تا 40 سال پیش قلک کودکان در روستای گز یک قوطی فلزی روغن نباتی کوچولو یا قوطی های مشابه بود . این قلک بر روی در آن سوراخ ایجاد می شد که سکه ها را در داخل آن می انداختیم . این قلک ها اگر چه به راحتی درب آن قابل باز شدن بود ولی ابهت پدر ها آنقدر زیاد بود که هیچوقت دستان کودک جرات بازکردن آنرا نداشت و حتی اگر در دنیای معصومانه کودکی بدون اطلاع خانواده سر آنرا باز می کرد حسابی مواخذه می شد. سکه هایی که در داخل این قلک ها قرار می گرفتند هر گز از یک 20 ریالی فراتر نرفتند. جالبه بدونید که این قلک ها گاهی اصلا پر نمی شدند چون بخاطر شرایط خاص آنروزها خیلی زود بخشی از سکه ها توسط بزرگترها تخلیه و دوباره در موارد لازم به کودک داده می شدند.

[ پنجشنبه ۱۳٩۱/۸/٢٥ ] [ ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

اول گلون زعفرو چه ماجرای داره

یعنی هنوز زعفرو جای پای داره

بنشستن دور هم بر واکردن گل

هیچکس نمدونه چه صفای داره

[ سه‌شنبه ۱۳٩۱/۸/٢۳ ] [ ۱:۳٤ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

شاید بسیاری از همولایتی ها ندانند علاوه بر دو شهید عزیز که جانشان را برای فردای وطن دادند و در روستای گز مدفون هستند شهید دیگری هم با اصالت گزی وجود دارد که حتی سال های کودکی خود را در گز گذرانده است و بعد از مهاجرت از گز به شهادت رسیده است و در جایی غیر از گز مدفون می باشد.

شهید هاشم مسعودی فرزند مرحوم میر محمد علی مسعودی در کودکی به دلیل شرایط خاص آن سال ها به همراه پدرش از روستای گز به شهر مشهد مهاجرت کردند وی در مشهد رشد کرد و بزرگ شد و به شغل دباغی روی آورد . در سال های جنگ تحمیلی به عنوان یک بسیجی به همراه برادرش  در حالیکه سه فرزند داشت چندین بار به جبهه ها اعزام گردید و در نهایت در عملیات کربلای 5 در تاریخ 21 دی ماه سال 1365  منطقه شلمچه به شهادت رسید و در مزار شهدای بهشت رضای مشهد دفن گردید

سایت سرداران شهید

[ یکشنبه ۱۳٩۱/۸/٢۱ ] [ ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

هرکه درکوب بکوبد خبری نو آرد     گاه غم زاید و گاه شوق زندگانی  آرد

رسم تاریخ همین بوده و هست      گر شاد  بکوبی  به  تو  شادمانی آرد

 اگر چه امروزه به راحتی انگشت را بر روی زنگ می گذارید و صاحبخانه هم با زدن یک دگمه شما را بدون کمترین حرکتی از داخل خانه می بیند و با فشردن دگمه بعدی در باز شده و مهمان چند دقیقه بعد در خانه خواهد بود تنها چند سال قبل برای اطلاع از حضورتان پشت در خانه باید محکم درکوب خانه را می کوبیدید تا صاحبخانه بشنود و بیاید در ورودی را به روی شما باز کند.

در کوب های قدیمی در روستای گز که بر روی در های چوبی نصب شده اند به اشکال مختلفی دیده می شوند . اشکالی مانند کوبه ای یا چکشی و تنوعی از درکوب های حلقه ای رایج ترین آنها هستند .اغلب در زیر قسمت کوبیدن در کوب یک قطعه فلزی قرار می داده اند و در مواردی نیز مستقیم کوبیدن درکوب بر روی چوب در بوده است. درکوب ها در مواردی بسیار ساده و شامل یک حلقه و در مواردی دارای اشکال و زیبایی های هنری بوده است.

یکی از موارد اصلی در درکوب های قدیمی وجود دو نوع در کوب متفاوت بر روی دو لنگه در است . بر طبق اطلاعاتی که توانستم جمع آوری کنم این درکوب ها یکی مردانه و یکی زنانه بوده است در کوب هایی که حالت چکشی و صدای بم دارند برای مردان و درکوب هایی که حلقه ای یا مشابه حلقه هستند و صدای زیر داشته اند  زنانه هستند. این درکوب ها بخشی از وظایف چشمی ها روی در و آیفون های تصویری امروز را به عهده داشته اند . وجود دو نوع متفاوت درکوب مردانه و زنانه از این جهت اهمیت داشته است که فردی که از داخل منزل تصمیم به باز کردن درب داشته است می توانسته زن یا مرد بودن شخص پشت درب را حدس بزند و بنابراین در صورت نیاز با پوشش مناسب پشت در حاضر شود و یا در صورت لزوم کودکی را برای باز کردن درب بفرستد .

گاهی تعداد دفعات کوبیدن در و یا روش کوبیدن آن رمزی بوده است بین اعضای خانواده که تشخیص می داده اند مثلا آقای خانه پشت در است.

امروزه با حضور زنگ ها بسیاری از درکوب ها زنگ زده اند و کسی به فکر آنها نیست .

درکوب های زنگ زده نشانه ای از افزایش فاصله ها در دنیای جدید است.

[ پنجشنبه ۱۳٩۱/۸/۱۸ ] [ ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

موضوع سبد بافی که در سال گذشته در وبلاگ گز منتشر شده بود در تاریخ 24 مهرماه 91 در روزنامه خراسان جنوبی منتشر شده است. این سومین مطلب است که طی چند ماه گذشته از وبلاگ گز در این روزنامه منتشر می گردد.

آدرس سبد بافی گز در سایت روزنامه خراسان

آدرس فایل  pdf  روزنامه

[ سه‌شنبه ۱۳٩۱/۸/۱٦ ] [ ۱:٢٠ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]
گُذشتوم مِه یک رو از بغاباد                     پریدُم از پلی با سرعت باد
هنو خو مه چنو عقلی ندشتوم               الف و بِیِ بابا ر می نوشتوم
خدا رحمت کنه سید ممد علی ره           نه که بهتر بگوم سید مدلی ره
صدا کردن که هی آقا بیایه                     بخوره کشته ی توت هر چه مایه
بیایه هونشینه یک چند دقیقه                 مگر دنبال شما کرده سکینه
مه هم از روی شرمون که دِشتُم            به احترام پیرمرد اونجه نِشستُم
شروع کرد اوبه تعریف از قدیمو               زهر در یک سخن و از همینو
بلند شد و نشست رو پَلّ یَک خید            وامه گفتش که مِر بد میا از قید
مه هم چند بار گفتم قید قید قید             او هم ور رد مه کرد خود ترکه بید
وا مه گفتش که وا پدر ته خوم گفت        برته چند چلپکی و آش خوم پخت
اگر مایی که مه وا او نگویم                    همو کاری بکن که مه مِگویوم
غروب که جمع شدم ما سر کوریز           بگو قید قید و تو یکباره بگریز
مِنِ ساده خبر از هیچ ندشتم                  که حرف او چه خاکرد سرنوشتم
غروب که شد پدر مه هم بیومد              اقا سید مد علی دیر تر بیومد
همگی جمع شدند با حال خسته           بدور جوی اب جمله نشسته
اقا سید مد علی کرد یک اشاره             که گر جرات تو داری گو دِباره
نگو که روی ای جمله پدر مه                 بِده حساسو  تنها بی خبر مه
همو قید قید بدر شد از دهن مه             دو تا پس گردنی پشت یقن مه
و لیکن تَشنَقی ور مه نچسبید               بدر رفتم مثال  تیر جمشید
(( سید ابوالقاسم علوی))
------------------------------------------------------------------------------
از آقای علوی که هنوز هم بعد سال ها دوری کلمات گزی را اینگونهخوب بیاد دارند و برای وبلاگ می نویسند باید سپاسگزاری کنم.
[ یکشنبه ۱۳٩۱/۸/۱٤ ] [ ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

غدیر نه اول است و نه آخر

غدیر نقطه ایست در میانه عالم

نقطه ای که کج فهمیده شد

و شاید هم کج فهمانده شد

و شد نقطه آغازی بر طبل جدایی

جدایی که تن امت را لرزاند

و شد آنچه نباید می شد

اگر غدیر همان بود که مصطفی می گفت

امروز یکی بودیم و یکپارچه

کاش آخرت خواهان دنیااندیش

اندکی فکر امروز امت بودند

و از خویش می گذشتند

غدیر در گودی خم بود

ولی همیشه سرفراز می ماند

غدیر همیشه بر سریر می ماند

دست احمد به دست امیر می ماند

دلنوشته از نویسنده وبلاگ است

 

[ شنبه ۱۳٩۱/۸/۱۳ ] [ ٤:٢٠ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

برک

چهکند

حسین ابادابوطالب

رهوزگ

رهیزگ

شکری سفلی/شکری پائین

شکری علیا/ شکری بالا

طاغان

گلستان

گمبج

گیدسک

مختاران

منصوراباد

مهدی اباد

مهمنگی

مهلوجان

اصغول

 

علی اباد

بیمرز

چنشت

چهکندوک

خیراباد

دشت گز

رکن الدین

سیاه ریگی

شفتالوستان

عربان

ملاابراهیم

اسفیج

رزق

گز

میان رود

زیدر

رخ

زرخوان

ماهکان

اسکوگ

بیدمشک

طامند/ تومند

جنت اباد

سدید

سیاه دره

شورو

فال

قدسیان

جیک سفلی

حسین ابادزیدر

رامنگان

گلنام علیا

نصراباد

نوزاد

نقشه دهستان نهارجان

[ جمعه ۱۳٩۱/۸/۱٢ ] [ ٦:۱۱ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]
 طبق اخباری که به دستم رسیده امروز اولین بارش سال 91 در گز هم باریده و زمین را تر و دل اهالی را تازه کرده است امیدوارم امسال سال پربارش تری باشه
 
بارو خو بیـومده دلُر تـازه کنه         دریچه خونه را وا به اندازه کنه
تموم قطروکون بارون خدا ره           رود کنه و وَر دلوک خازه کنه

اگر بارو همی جـوری بباره
مِدُونُم سال ترسال میـاره
وگرنه هر چه غم هست تو دل مو
همه خود همدگه سر در میاره
[ سه‌شنبه ۱۳٩۱/۸/٩ ] [ ۸:۳٠ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

 ایا عناب سرخ باغران کوه
تو که گل هم چو پاییز تو زرده
تو لطف حق به مردان کویری
که جوشاندت دوای هر چه درده

رفتم به باغ که بچینم سبزی تو را دیدم گذار عمر همه را زرد کرده است

گفتم مگر به دلت اندیشه ام نبود گفتا که بود ولی عمر دست من نبود

[ سه‌شنبه ۱۳٩۱/۸/٩ ] [ ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

چیزک چه چیزک  کلمه ای است که برای زمانی که می خواستند چیستانی را بیان کنند در گز بکار برده می شوند.

مثلا می گویند چیزک چه چیزک که....(مشخصات چیز مورد اشاره را با زبان استعاره و کنایه می گفتند)

  بعد شما باید می گفتید آن چه چیزی است .

وقتی کودکی بیش نبودم مرحوم آقا سید علی رضایی(خداوند بیامرزادش) برای ما از این چیزک چه چیزک ها و به عبارتی چیستان می گفت و گاهی حسابی ذهن کودکانه ما درگیر می شد که جواب را پیدا کند. بعضی از این چیزک چه چیزک ها  به یادم مانده است و آنها را باز گو خواهم کرد:

گیاهی است لب دریا که آن را خر خورد

 گر به دست اهلش افتد ملک هفت کشور خَرد

می خورد خون سیاه  و می رود راه سفید

گر ز راه رفتن بیفتد بر سرش خنجر خورد

جواب را شما بفرمایید

[ شنبه ۱۳٩۱/۸/٦ ] [ ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

گَورُونی کلمه ای است که در گز بعنوان معادل همان شخم زدن می باشد.  از آنجا که در طی سالیان متمادی از گاو برای شخم زدن زمین استفاده می کردند شخم زدن به  گَورُونی مشهور شده است . بعدها استفاده از گاو در گورونی کم شد و بیشتر از خر برای این کار استفاده می گردد .

گورونی معمولا وقت خاصی ندارد ولی معمولا برای اینکه به گرما نخورند از اول صبح شروع می گردد و زمانی که کار زیاد است به هنگام ظهر گاو ها یا خر ها را با چغندر یا جو حسابی تحویل می گیرند تا قدرت کافی برای ادامه کار را داشته باشند.

یک عقیده هم وجود داشت و گفته می شده است که شب غوث (تقریبا ماه آذر)نباید چوب کار در بیرو باشه یعنی اینکه باید قبل از ماه آذر همه کشت تمام شده باشد .

در گورونی از اصطلاحات و ابزار خاصی استفاده می گردد که اصطلاحات آن قبلا آورده شده است و ابزار آن را به زودی توضیح خواهم داد.

دِباره فصل کشت اومد و گورونی وادو شد 

دباره رخت و جک و ماله ور دوشن گو شد 

خود ای خیدن کَلو و کردُوکُنِ خوردُ بند بابا 

نموند تخم اشکـنه یالا که وقت قَرّ اَو شد

[ دوشنبه ۱۳٩۱/۸/۱ ] [ ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ گز

این وبلاگ برای معرفی و اطلاع رسانی در مورد روستای گز از توابع دهستان نهارجان بخش مود شهرستان سربیشه خراسان جنوبی راه اندازی شده است. از همه همولایتی های عزیز برای پربار شدن وبلاگ استمداد می طلبیم.آدرس ایمیل وبلاگ gazvillage@gmail.com می باشد .هر گونه مطلبی یا عکسی که توسط دوستان فرستاده شود به نام خود ایشان در وبلاگ منتشر خواهد شد.
امکانات وب
Google

در وبلاگ گز
در كل اينترنت
RSS Feed