وبلاگ روستای گز
هدف: اطلاع رسانی و معرفی روستا و ارتباط با همولایتی ها

کاکلی بازآ که جنب و جوش تو             می دهد شادی به فکر و هوش ما 

از جمله دیگر پرندگانی که در روستای گز وجود دارد پرنده ای بنام کاکُلی است . از آنجا که این پرنده تاجی که در زبان محلی به آن کاکل می گویند بر سر دارد کاکلی نامیده می شود.

این پرنده بسیار فرز چابک و زرنگ است . رنگ وی به رنگ خاکی است و دربین مزارع گندم و زمین های خالی به سختی دیده می شود .

 لانه های کاکلی در داخل زمین بویژه مزارع گندم است به این صورت که پرنده حفره ای را در حدود 10 سانتی متر در داخل زمین حفر می کند و بعد با برگ و مواد نرم داخل آنرا می پوشاند .

کاکلی ها یکی از پرندگانی است که بعد از کاشت مزارع تلاش می کنند دانه ها را از داخل زمین بیرون آورد و بعنوان غذا استفاده کند . به منظور صدمه نزدن این پرندگان به مزارع کشاورزان معمولا  از داهول برای ترساندن آنها استفاده می کنند.

معمولا کاکلی ها در قسمت دشت وجود دارند و در قسمت های کوهستانی کمتر مشاهده می شوند .

یکی از سرگرمی های کودکان درست کردن تله سنگی در مزارع و خرمن ها و شکار این پرندگان است.

-------------------------------------------------------------------------

اگر نکته ای در مورد این پست به نظر شما می رسد بگویید تا اضافه شود.

[ دوشنبه ۱۳٩۱/٦/٢٧ ] [ ٦:۱٠ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

پریروزو بیومد مَدسَن از دِ              وا او گفتم خبر از دِ واما دِ

همو اول دلو ترق صدا کرد           همیکه غنچهء لبها ره وا کرد

چنو خشسال ناجور بیومد              که از کوریز بغاباد او نیومد

چَغُوکُنِ گز و تنگل بغاباد                دگه جیک جیک او نو در نخامد

مگن موسی تقی هم نَمِخُونِ            او هم از اَو و خشسالی مِدُونِ 

مگن قال شغال عناب نداره              مگن تو پوزه هم مار جا نداره 

مگن که باغ توتی خشک گِشته           درخت بادامونجو روشک گشته 

 سِفیدالُ همه رفتن ز دنیا              فقط یِکُوک مونده ور سر پا 

مگن ور جو کمر او نَمیایه                 حتی تو اسیا هم او نیایه 

خدایا مدسن چی مِ بگویم             چِطو ای حرفُر تو وبلاگ بگویم

از ای حَرفُنِ تِ ناخوش شدم مِ           گرفتار کُخ و اُشپش شدم مِ

قبول دارُم که شِر ِمِ قشنگ نِ            ولی تقصیر هم از مَدَسَن نِ 

اگرحَرفُنِ مَدسَن  راس باشه            چطوری شعر دل مِ راس باشه 

شما خو هی بِخی خندید ور شِر           ولی شِرَ م تو خشسالی شده زِر

---------------------------------------------

شعر از نویسنده وبلاگ است

[ جمعه ۱۳٩۱/٦/٢٤ ] [ ۱:٠٧ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

دانشجوی شهید غلامرضا حسن زاده فرزند محمد در سال 1342 در روستای  مختاران  ا زتوابع شهرستان بیرجند در خانواده ای متدین, مذهبی دیده به جهان گشود و در ادامه با مهاجرت خانواده اش به روستای گز در این روستا رشد و پرورش یافت.

تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند و همزمان در مکتب خانه روستا تلاوت قرآن مجید را فرا گرفت و برای ادامه تحصیل عازم بیرجند شد و در سال 1364 موفق به اخذ دیپلم در رشته علوم انسانی شد. در همین زمان پس از گذراندن دوره آموزش نظامی روانه جبهه شد. و در چند عملیات شرکت نمود.

در سال 1365 پس از شرکت در کنکور در رشته ادبیات فارسی مرکز تربیت معلم تربت حیدریه پذیرفته شد و به هنگام تحصیل در سال 1366 مجدداً عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شد و به عنوان خدمه خمپاره انداز در لشکر ویژه شهداء با خصم متجاوز به نبرد پرداخت.

سرانجام در تاریخ 26 اردیبهشت 1366 در منطقه پدافندی سومار بر اثر اصابت ترکش دعوت حق را لبیک گفت و به فیض عظیم شهادت نائل آمد.

فرازی از وصیت نامه شهید

اگر خداوند به من توفیق عنایت فرماید و به درجه رفیع شهادت نایل آیم خوشحال باشید, زیرا خداوند این مقام را به اولیاء خود می بخشد.

پدر عزیزم از شما تقاضا دارم صبر و تحمل داشته باشید و بدانید که خدا صابران را دوست دارد.

ویژگیهای اخلاقی شهید از زبان اعضای خانواده و همرزمانش

در انجام فرائض مذهبی بسیار کوشا و موفق بود.

قرآن را به خوبی تلاوت می کرد.

در مجالس مختلف به عنوان قاری قران و دعای کمیل از او دعوت می شد.

ـ بسیار مودب فروتن و متواضع و خوش اخلاق بود.

با همه وجود به حضرت امام عشق می ورزید.

مساله امر به معروف و نهی از منکر را بسیار جدی تلقی می کرد.

مشکلات زندگی را در نهایت صبر و بردباری تحمل می کرد و در نهایت صرفه جویی زندگی تحصیلی خود را ادامه داد.

---------------------------------------------------------------

نوشتار فوق از سایت بنیاد شهید برداشت شده است

[ چهارشنبه ۱۳٩۱/٦/٢٢ ] [ ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

دَ بَندُن زیر کِشمُ رُبِ کَرکُو بِکِشتُم مِ ولی از شانس مِ بارُ نیومَد

da bandon zire keshmo robbe karko bekeshtom me vali az shanse me baro naiomad

همو  استخر  دِر وابند کِردُم چو واکِردُم مِ قَرَّ ،توی بَندُو اَو نَیومد

hamo estakhre der vaband kerdom cho va kerdom me gharra toie bando ou naiomad

خدای  آسِمُ  از  آسمُنُ بیا  وا ته  ببین  کوریز  گز  اَویِ  نداره

khodaie asemo az asemono bia vata bebin koriz gaz oie nadare

 مِ خو خود اَویِ تانکر اَو دادُم ،چِنو بیجُ شدن رُب دگه واتو نیومد

me kho khod tanker ou dadom cheno bijo shedan robbo dega vato naiomad

-----------------------------

اعتراف می کنم سنگین است حتما از نوشته های با حروف لاتین هم کمک بگیرید. از غیر گز ی ها عذر می خواهم که شاید درست و حسابی نتوانند بخوانند

 

[ سه‌شنبه ۱۳٩۱/٦/٢۱ ] [ ۳:٢۱ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

رُب : اشتباه نکنید این رب هیچ ارتباط به رب گوجه فرنگی ندارد. در روستای گز به بوته های خربزه هندوانه و خیار سبز رب گفته می شود : مثلا به بوته هندوانه رُبِ هَندُنه گفته می شود.

کَرکُو : در روستای گز به محصول بوته خربزه یا همان  رب خربزه در زمانی که هنوز کوچک است کرکو گفته می شود.کرکو در واقع مراحل اولیه خربزه می باشد . کرکو محصولی ترد و خوشمزه است و بویژه مورد علاقه کودکان می باشد . گاهی بعضی از بوته ها از ابتدا به منظور کرکو کاشته می شوند چون کرکوها اگر بخواهند زیاد بزرگ شوند تا تبدیل به خربزه گردند دچار کرم می شوند و غیر قابل استفاده می گردند.

[ شنبه ۱۳٩۱/٦/۱۸ ] [ ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

عجب عناب شیرین داره گز ما

درختو ره گل آذین داره گز ما

بیا گازَ  بگیر وَر  راهِ کوه زن

که عنابُن  رنگین داره گز ما

بِرَفتم ور گز وعناب چیدم

از عنابُن پشت باغ چیدم

از عنابن کلپسه یگ عالم

برای دلبر و  دلدار چیدم

-------------------------------------------------------------

یکی از دوستان در مورد شاعر پرسیده اند: جواب اینکه اشعار مربوط به نویسنده وبلاگ می باشد.

[ یکشنبه ۱۳٩۱/٦/۱٢ ] [ ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

مدت هاست که بخاطر خشکسالی های متمادی آب بغاباد در حدی بود که هرگز به روستا نمی رسید ولی اینروزها آب مقدار افزایش یافته است بطوریکه دوباره به به داخل روستا وارد شده است

[ یکشنبه ۱۳٩۱/٦/۱٢ ] [ ٤:٠۸ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

هوس کِردُم بِرُم ور گز دموکه

از عنابو بچینم یک کموکه

اگر  عناب  کلپسه  نبینُم

تَمُم باغُر بگردُم بِر نموکه

[ پنجشنبه ۱۳٩۱/٦/٩ ] [ ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

روز گذشته با حضور فرماندار محترم سربیشه و بخشدار محترم مود و اهالی روستای گز با 180 ملیون ریال اعتبار دهیاری روستا افتتاح گردید.

 

----------------------------------------------------------------------------------------

هنوز عکسی از این مراسم به دست من نرسیده است اگر دوستان عکس دارند بفرستند تا در وبلاگ قرار گیرد.

[ سه‌شنبه ۱۳٩۱/٦/٧ ] [ ٧:٥۱ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

مطلب مربوط به ساخت تله سنگی که در وبلاگ گز منتشر شده است  در تاریخ 6/6/91 در روزنامه خراسان جنوبی چاپ شد ولی مجددا هیچ نامی از وبلاگ گز در آن نیست.

[ دوشنبه ۱۳٩۱/٦/٦ ] [ ٤:۳٤ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

امروزه اگر همین حالا هوس کنید فاصله گز تا بیرجند را طی کنید حداکثر یک ساعت دیگر در بیرجند خواهید بود ولی آیا فکر کردید نسل های قبل چگونه این مسیر را طی سالیان طی کرده اند؟

امروزه

1- امروزه اکثر افراد یا ماشین شخصی دارند یا در فامیل شان بالاخره ماشین شخصی وجود دارد و سه جاده هم که تقریبا کل مسیر آسفالت است به راحتی آنها را به شهر می رساند

2- دهه 70 این دوره دوره پرتلاطمی بود اغلب مسافرت ها با وانت های محلی مردم از جمله میرزا غلامرضا محمود آبادی حاج آقا حسن زاده و حاج حسن غلامی و دیگر وانت ها بود . گاهگاهی هم مینی بوس هایی آمدند و برای مدتی ماشین خط بودند ولی خیلی زود گم شدند.

3- در دهه 60  دراین دهه تقریبا مینی بوس برادران رزاقی مسافران را از گز به شهر می رساند . این مینی بوس بعنوان ماشین خط هر روز از اصغول شروع کرده از گز عبور می کرد و مختارانی ها را سوار می کرد و از طریق مسیر کلاته سلیمان یا خوسف به شهر می رسید . اغلب افراد از این مینی بوس  خاطرات زیادی دارند چون هر کدام حداقل چند بار در جاده مانده اند. این مینی بوس در روزهای شلوغ مانند روز هایی که تعطیلات دانش آموزان بود علاوه بر جادادن تعداد زیادی مسافر در داخل اتوبوس تعدادی را نیز بر پشت بام سوار می کرد که واقعا صحنه های دیدنی و تاریخی بود.

4- نیمه دوم دهه پنجاه در این زمان سید ابوالحسن رزاقی یک وانت تویوتای قرمز رنگ را بعنوان ماشین خط در مسیر گز تا اصغول می راند و مسافران را به شهر می رساند . در این زمان مسیر اصلی جاده از گز به به سمت بیدمشک و از آنجا به کلاته سلیمان بود . هر سال حداقل یکبار و گاهی چند بار مردم مسیر جاده را با بیل درست می کردند.

5-در اواخر دهه 40 و اوایل دهه پنجاه اولین ماشین خط وارد گز شد این ماشین یک جیپ بود که متعلق به شخصی بنام سبحان بود که جیپ را از مسیر خراشاد به چنشت و از چنشت از داخل رودخانه به گز می رساند و با شرایطی سخت چندید نفر مردمان را از گز به شهر می رساند .

5- دهه های 20 30 و 40

در این دوره مردم برای رسیدن به شهر خود را در روستاهای دیگر به اتوبوس های قدیمی که بین روستاهای خراشاد  بهدان و چهکندوک کار می کردند .

مسیر سفر به اینگونه بود که از گز پای پیاده یا با چهارپا از مسیر لاخ یک لنگی ، باغ او رضو و سنگ اسپی  سر آب حسن آباد و النگ عبور می کردند در این محل مسیر دو راهی می شد  یک مسیر به خراشاد می رسید و مسیر دیگر به بهدان می رسید و بعد در این دوروستا بر اتوبوس سوار می شدند و خود را به شهر می رساندند.

در این دوره علاوه بر اینکه مردم هر کسی چهارپایی داشت و برای مسافرت از آن استفاده می کرد شخصی بنام حسن اسکولی هم وجود داشته که با الاغ هایش بین روستا ها و خراشاد کار می کرد . و مثلا در این زمان نفت را در حالب های پلمپ شده به روستا می آوردند و کرایه هر حلب 1 تومان بود. گاهی در این دور اتفاق می افتد که الاغ ها در برف و بارن از کوه لیز می خوردند و بار آنها صدمه می دید.

--------------------------------------------------------------------------------

شما هم اگر مطلبی از این سفر می دانید بنویسید تا اضافه شود

[ جمعه ۱۳٩۱/٦/۳ ] [ ۱:۱٠ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ گز

این وبلاگ برای معرفی و اطلاع رسانی در مورد روستای گز از توابع دهستان نهارجان بخش مود شهرستان سربیشه خراسان جنوبی راه اندازی شده است. از همه همولایتی های عزیز برای پربار شدن وبلاگ استمداد می طلبیم.آدرس ایمیل وبلاگ gazvillage@gmail.com می باشد .هر گونه مطلبی یا عکسی که توسط دوستان فرستاده شود به نام خود ایشان در وبلاگ منتشر خواهد شد.
امکانات وب
Google

در وبلاگ گز
در كل اينترنت
RSS Feed