وبلاگ روستای گز
هدف: اطلاع رسانی و معرفی روستا و ارتباط با همولایتی ها

[ یکشنبه ۱۳٩۱/٥/٢٩ ] [ ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

امروز بطور کاملا اتفاقی متوجه شدم یکی از مطالب وبلاگ گز در روزنامه خراسان جنوبی تا ریخ 23/5/91  چاپ شده است لازم دیدم این مطلب را در وبلاگ یاد آوری کنم .

مطلب چاپ شده انواع نان در روستای گز سربیشه که چند ماه پیش در وبلاگ گز منتشر شده است می باشد.

ای کاش روزنامه های محلی برای اطلاع رسانی بهتر نام و آدرس وبلاگ روستا را ذکر می کردند.

 

انواع نان در روستای گز سربیشه

pdf   صفحه روزنامه

این مطلب در سایت نوفرست نیوز نیز منتشر شده است.

[ سه‌شنبه ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

[ پنجشنبه ۱۳٩۱/٥/۱٩ ] [ ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

19 مرداد ماه 1391  مصادف با شانزدهمین سالگرد تاسیس دوره قرآن گزی های مقیم بیرجند با نام هیئت متوسلین به پیغمبر (ص) به همین جهت تصمیم گرفته شد این گروه و فعالیت های آنرا در وبلاگ معرفی نماییم.

مهاجرت از روستا به شهر ها بخش جدایی ناپذیر زندگی امروزی شده است و بسیاری از مردم به دلایل مختلف از روستا ها به شهر مهاجرت کرده اند . در نتیجه این مهاجرت ها خودبخود فاصله مردم از هم بیشتر می شود باید راهی جسته می شد تا همولایتی ها بیشتر از حال هم باخبر باشند و در صورت امکان در مواردی که ممکن است به همدیگر کمک کنند .

به همین جهت در سال 1375 پیشنهاد راه اندازی دوره قرآن گزی های مقیم بیرجند توسط حاج محمد حسن جزی مطرح شد .در مرداد همان سال یعنی 16 سال پیش آقایان مرحوم حاج محمد حسن جزی ، حاجی محمد جزی ، حاج حسین غلامی ، عباسعلی زارعی و علی شاعفی بعنوان بانی دوره قران گزی های مقیم بیرجند را تاسیس کردند . این گروه که در روزهای اول تنها 19 نفر عضو داشت در حال حاضر 120 نفر عضو دارد .

دوره قران هر هفته سه شنبه شب ها در منزل یکی از اعضا برگزار می گردد و در آن قران و دعای توسل قرائت می گردد . در ماه مبارک رمضان این دوره قرآن بصورت روزانه برگزار می گردد و هر شب یک جزء قرآن  قرائت می گردد.

یکی از فعالیت های اصلی این گروه تاسیس صندوقی قرض الحسنه است که با گرفتن حق عضویت از اعضا به آنها وام می دهد و در حد خود کمکی به حل مشکلات افراد می باشد . این صندوق علاوه بر وام های رایج هر ماه به یکی از افراد که نیاز اضطراری به وام دارد وام اضطراری می دهد . صندوق در حال حاضر با مدیریت آقایان غلامی و شاعفی اداره می گردد.

این دوره قرآن در کار های عام المنفعه که مربوط به اعضا و یا روستا است همکاری دارد از جمله این فعالیت ها کمک  در ساخت و راه اندازی حسینیه روستا بوده است .

تهیه و ارسال عکس و مطلب آقای غلامی

--------------------------------------------------------------------------------

مطلب اولیه  جهت اضافه کردن بعضی مطالب بازنویسی گردید

[ چهارشنبه ۱۳٩۱/٥/۱۸ ] [ ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

عبور از خاطرات و کوچه باغش   مروری هست بر عمرگذشته

به زیر این درختان تناور بسی          عاشق شدن ها نطفه بسته

 برای دوستان هر لحظه عمری   گذشت و برنگشت آن عمر رفته

اگر چه باغ و کوچه خسته هستند

ولی هست خاطراتش زنده زنده

 بیا تا قدر دوستی را بدانیم          که بسیاران گذشته برنگشته

[ پنجشنبه ۱۳٩۱/٥/۱٢ ] [ ٧:۱٩ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

سلام

یک زمانی که ما بچه بودیم گز برق نبود و وقتی هوا غروب میکرد هوای گز خیلی دلگیرو تاریک می شد بطوری که چشم چشمو نمی دید دمدمایی غروب رمه از دور که می امد یک گردوخاک خاصی بلند میشد و بوی گوسفندا میزد به دماغ و بعضی وقتا علی مراد که چوپان خیلی مهربونی بود یک یا دو بزغاله زیر بغلش به صاحبانش تحویل میداد گوسفندا راه خودشونو بلد بودند و هرکدام به منزلی که متعلق داشت میرفتند و این مراد که واقعا من هنوز نجابت و سادگی شو دوست دارم هیچ وقت نگفت گرگ امد گرگ امد.

چند تا کار دیگه و کار جمعی دیگه هم بود که مردم باهم انجام میدادند و هیچ کس تنها نبود شاید به خاطر کمی جمعیت و یا نداشتان فرزند ذکور زیادموقع ساختن خانه همه می امدند و شروع به ساخت خانه می کردندو نهار همه در خانه صاحب کار دعوت بودند و از این بابت کسی پولی نمی گرفت و جز طلب میشد تا وقتی اون کاری داشت باید دینش را ادا میکرد یکی موقع عروسی همه جمع میشدند و به اصطلاح به خاشه میرفتند.

سید قاسم علوی

[ سه‌شنبه ۱۳٩۱/٥/۱٠ ] [ ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

این شب ها آخر شب که می خواهید بخواهید برای اینکه سحر بیدار شوید به راحتی ساعت زنگدار را پر می کنید و سر ساعت بیدار می شوید ساعت زنگدار نبود موبایل تان که زنگ دارد هیچکدام نبود تلویزیونتان را تنظیم می کنید تا سر ساعت روشن شود و شما بیدار شوید و سحری را نوش جان فرمایید اما فکر کرده ید در گز مردم برای سحر چگونه بیدار می شدند؟

در اینجا می خواهم چگونگی بیدار شدن مردم برای سحر های ماه رمضان از قدیم تا حالا را توضیح دهم.

- سال ها پیش زمانی که وسایل امروزی هنوز وارد روستا نشده مردانی بودند که سحر های ماه رمضان از خواب بیدار می شدند و کوچه های رو ستا را طی می کردند و با سحر خوانی مردم را از زمان سحر اگاه می کردند از جمله این افراد مرحوم سید حسین  و فرزندش مرحوم سید علی رضایی بودند . بسیاری از پدران ما سحری خود را با صدای صدای سحرخوانی این افراد خورده اند.

- می گویندخروس در شب سه مرتبه می خواند: مرتبه اول نیمه شب، مرتبه دوم ساعتی بعد از نیمه شب و مرتبه سوم سحر، یکی از راههایی که از قدیم الایم مردم برای بیدار شدن در سحر از آن استفاده می کردند بانگ خروس بود . بیاد دارم که مرحومه کبل رباب  هر روز موقع غروب که به خانه می رفت خروسش را زیر بغل داشت و می برد در اتاقش در سوراخ مخصوصی که پشت در قرار داشت می گذاشت تا سحر بخواند و با صدای خروس برای سحر بیدار گردد.

 

- روش دیگر بعضی افراد که سحر خیز بودند سحر که بیدار می شدند شروع می کردند به گردش در کوچه و به دیوار خانه های همسایه می کوبیدند تا وی برای سحر بیدار گردد.

- بعد ها ساعت های زنگدار کم کم پیدا شدند و مردم با صدای بلند ساعت های زنگدار بیدار می شدند.

 

- بعد از شهادت شهید غلامرضا حسن زاده هر شب سحر های ماه رمضان بلندگوی مزار شهید روشن می شد و تمام برنامه های رادیو را در سحر پخش می کرد که هنوز هم ادامه دارد.

آری اینگونه سحر بیدار شدن ها  هم لذتی داشت. شما هم اگر مورد خاصی به ذهنتان می رسد بفرمایید تا اضافه کنم .

 

[ یکشنبه ۱۳٩۱/٥/۸ ] [ ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

یکی از اهداف اولیه واصلی وبلاگ گز اطلاع و ارتباط با دوستان و همولایتی هایی است که سال ها قبل گز را ترک نموده اند و ارتباط آنها یا با روستا قطع شده است و یا در پایین ترین سطح می باشد بوده است این هدف در مواردی جواب داد وبعضی از آن همولایتی ها با ارتباط با وبلاگ عاملی شدند تا بهتر و بیشتر از آنان بدانیم


بشنو از نی چون حکایت می‌کند            از جداییها شکایت می‌کند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق      تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش     باز جوید روزگار وصل خویش

یکی از این دوستان سید ابوالقاسم علوی فرزند مرحوم سید یحیی علوی است که با وبلاگ گز ارتباطی خوب داشتند و ما را در یادآوری خاطرات سال های گذشته یاری کردند در ابتدا ایشان بصورت ناشناس به پیشرفت وبلاگ کمک می کردند ولی در نهایت با آشنایی بیشتر متوجه شدم که ایشان بعد از مهاجرت از گز چه روز گاری را در طی راه موفقیت  گذرانده اند و اکنون در چه موقعیتی می باشند هدفم از این پست معرفی ایشان به همولایتی های عزیز می باشد چون نسل جدید گز یا افراد نسل قبلی را دقیق نمی شناسند و یا اگر می شناسند فقط در سطح یک نام می باشد.

اطلاعات فوق حاصل صحبت های شخصی اینجانب با ایشان و اطلاعاتی است که از اینترنت جمع آوری کرده ام.


سید ابوالقاسم علوی فرزند سید یحیی در سال 1341 در گز متولد شد پدر ایشان  در همان اوایل کودکی از گز  به مشهد مهاجرت کردند و در مشهد ساکن شدند به گفته خودش اگر چه ساکن مشهد شدند ولی ارتباطشان با گز قطع نگردید و ارتباط تنگاتنگی با گز داشتند و بویژه تابستان ها را در گز می گذراندند. وی در سال 1347  در مشهد وارد مدرسه گردید ولی گردش روزگار به گونه ای شد که  مجبور شد سال بعد را با خانواده به گز برگردد و در روستا ساکن گردد در این زمان هنوز مدرسه گز راه اندازی نشده بود و مجبور بود در سن 7 سالگی هر روز فاصله چند کیلومتری گز تا اصغول را از داخل دره های کاله اصغولی و کوه های تگ گز در اصغول پیاده طی نماید و برای ادامه تحصیل به اصغول برود . وی هنوز هم از خاطرات هر روزه این مسیر به نیکی یاد می کند و با حرارت از نام همکلاسی های آنزمان خود نام می برد همکلاسی های همچون  آقایان  سید محسن و سید سعید جوادی ، ابوالفضل محمود آبادی ، میرعلی بیک مسعودی ،رضا و غلامحسین طالبی  و دیگران.
سید ابوالقاسم از همان کودکی  سرشار از انرژی بود به طوری که مردم روستا وی را به ویژگی پر شر و شور بودن بیاد دارند . به هر صورت او سال بعد دوباره به مشهد برگشت و  بعد از طی دوره دبستان و راهنمایی تحصیلاتش را در دبیرستان در رشته اقتصاد ادامه داد در این دوران بیشترین ارتباط را با روستای گز داشت تا اینکه در سال 1361 پدرش مرحوم سید یحیی در  بیرجند فوت کرد و در گز  مدفون گردید از این زمان به بعد ارتباطش با روستا کمتر گردید .   ایشان بعد از گرفتن دیپلم وارد شهربانی آنزمان گردید و 25 سال را در نیروی انتظامی خدمت کرد تا در سال 1383 بازنشسته گردید.
به گفته خودش در رویاهای کودکانه اش دو رویا داشت یکی ساز و دیگری پرواز . وی می گوید در داخل باغ ما در گز بوته ای نی بود و پدرم در کودکی دستم را می گرفت و به باغ می برد و آنجا برایم فیک (نوعی سوتک که از نی درست می شود) و ساز می ساخت و حتی یک دفعه سازی با استخوان لک لک برایم ساخت که هنوز هم آنرا به یادگار دارم. همین علاقه در ایشان ماند تا اینکه زمانیکه در تهران مشغول خدمت در نیروی انتظامی بود به دنیای موسیقی روی آورد و از محضر اساتید بزرگی همچون استاد احمد انوشه در نوازندگی نی و استاد حدادیان در ساخت نی  استفاده کرد و الفبای موسیقی را فرا گرفت و به دنیای نی و بطور کلی سازهای بادی چوبی روی آورد .

از آنجا که شخصی پرحرارت و جستجوگر بود تنها به نواختن راضی نشد و قدم به دنیای ساخت سازهای بادی گذاشت و کارگاه نی سازی و به عبارت وسیع تر کارگاه ساخت نی های بادی چوبی را راه اندازی کرد. وی در سفر به مناطق مختلف کشور نی های مناسب را جمع آوری کرد و در کارگاه خویش صدایی که سالیان سال در عمق جانشان پنهان کرده بودند را بیرون کشید و زبانشان را باز کرد تا نوازندگان قصه های عشق مجنون را بازگویند .

نی حدیث راه پرخون می کند           قصه های عشق مجنون می کند


اما این هنوز اول راه فعالیت های ایشان در دنیای ساخت نی بود . در سال 1389 وی با سفر به ارمنستان در دوره ی ساخت ساز دودک  در این کشور شرکت کرد و روش ساخت این ساز را فراگرفت و برای اولین بار شروع به ساخت این ساز در کشور کرد . اما این هم پایان ماجرا نبود.
یکی از آرزوهای مردان دنیای موسیقی و بویژه نی درست کردن نوعی نی بود که صدا بم و باس را تولید کند بسیاری افراد در این راه تلاش کرده بودند ولی آنکه این موفقت را بنام خود ثبت کرد سید ابولقاسم علوی بود که در دنیای موسیقی بنام سید قاسم علوی شناخته می شود.وی از ترکیب یک کدو با نی نوعی نی ساخت که بمنای نام گرفت و در وزارت ارشاد بعنوان ابداع و نوآوری ایشان ثبت گردید . این ساز برای اولین بار بطور جدی در موسیقی متن سریال مختارنامه مورد استفاده قرار گرفت و بخشی از بار موسیقایی این اثر فاخر را به عهده گرفت. این نی ویژگی های خاص خودش را دارد که اگر لازم شد در مطلبی جداگانه توضیح خواهم داد.

 
این تنها ابداع ایشان نبود ایشان همینطور ابداعات و نو آوری های متعددی در دنیای سازهای بادی داشته است و هنوز هم در این زمینه فعال است بطوری که در دنیای ساخت ساز های بادی  اسم و رسمی به هم زده است وکاملا شناخته شده است و در دنیای موسیقی بعنوان سازنده نی عضو کانون موسیقی می باشد. از وی پرسیدم آیا در دنیای نوازندگی هم کار جدی داشته است که گفت بیشتر فعالیت هایش در زمینه ساخت نی است فقط گاهی در برنامه های رادیو برای ساخت بعضی از موسیقی های متن نی می نوازد . در کارگاه نی سازی ایشان انواع وسایل موسیقی بادی چوبی تولید می گردد . سال گذشته کلیپی از کارگاه نی سازی ایشان توسط آقای قائم مقامی تهیه گردید
سید ابولقاسم در زمینه نوشتن مطالب موسیقایی هم فعال است و مطالب  و مقالات متعددی در مورد موسیقی و بویژه نی در مجلات روزنامه ها و سایت های اینترنتی منتشر کرده است ایشان در برنامه های مختلف رادیو بعنوان کارشناس سازهای بادی دعوت شده است و در بحث های متععددی در این زمنه داشته است .یکی از فعالیت های قابل تحسین ایشان راه اندازی وبلاگ نیستان است که در آن در مورد انواع سازها و موسیقی مطالب مفیدی را منتشر کرده است.

شعرگونه زیر سروده آقای علوی در مورد فعالیت های ایشان در دنیای نی سازی و نی نوازی است

نیستان نی به لب دارم گویم شرح هجرانی  جدایش کرده ام از تو می دانم که می دانی
نمیدانم گنه کردم از این کاری که من کردم      چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی
نیافکندم به تو اتش نسوزاندم تو را جانا          تو اتش میزنی بر من با آ ن سوز روحانی
بدستش تا که میگیری خلایق جملگی گویند    بزن مطرب که من دارم درونم درد پنهانی
به پیش عابد و زاهد نتوانی گرفتش دست      که چون بینند گویندت گنه کردی نمیدانی؟
چو گفت ان پیر فرزانه که نی اتش زند بر جان حکایت همچنان باقیست تا هست عالم فانی
نیستان جاودان مانی و پا بر جا                      که تا قاسم برون اید از این حال پریشانی

 

حضور آقای علوی در سطوح بالای موسیقی ملی باعث افتخار همولایتی ها است و مفتخریم که ایشان را درکنار نام های بزرگ موسیقی ایران می توانیم ببینیم.

اما همه آنچه گفتیم یک بعد فعالیت های آقا علوی است . ایشان می گوید در آرزوهای بچگی ام بارها از فراز کمر قلاورخانه به پایین پرواز کرده ام و همیشه آرزوی پرواز داشتم تا اینکه بعد از بازنشستگی فرصتی پیش آمد و به کلاس آموزش خلبانی و پرواز با پاراگلایدر رفتم و در این زمینه گواهینامه های لازم را بدست آوردم . ایشان امروزه پرواز های متعددی در مناطق مختلف کشور با پاراگلایدر داشته است. همینطور در فستیوالی در ترکیه نیز با پارگلایدر پرواز کرده است.

وی می گوید هنوز یکی از آرزوهایش پرواز با پاراگلایدر از کمر قلاور خانه و بر فراز گز است و شاید همین امسال برای این پرواز به گز بیاید.
برای ایشان آرزوی موفقیت های روز افزون داریم

[ جمعه ۱۳٩۱/٥/٦ ] [ ۱:۱٠ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

پنجره های باغ ما اگر چه ساده اند ولی سبزی باغ را به یاد می آورند و خاطرات را زنده می کنند. زیر طاق این در یا پنجره بسیاری از خاطرات روزگاران نهفته است. چه بسیار که از کنار آن گذشتیم و نادیده ها را دیدیم و چه بسیار تر که ندیدیم .

این عکس را گذاشتم تا یک بار دیگر از کنار آن بگذریم و آنچه تا حالا ندیدایم یا فراموش کرده ایم را بیاد آوریم .

[ سه‌شنبه ۱۳٩۱/٥/۳ ] [ ٧:٢٤ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ گز

این وبلاگ برای معرفی و اطلاع رسانی در مورد روستای گز از توابع دهستان نهارجان بخش مود شهرستان سربیشه خراسان جنوبی راه اندازی شده است. از همه همولایتی های عزیز برای پربار شدن وبلاگ استمداد می طلبیم.آدرس ایمیل وبلاگ gazvillage@gmail.com می باشد .هر گونه مطلبی یا عکسی که توسط دوستان فرستاده شود به نام خود ایشان در وبلاگ منتشر خواهد شد.
امکانات وب
Google

در وبلاگ گز
در كل اينترنت
RSS Feed