وبلاگ روستای گز
هدف: اطلاع رسانی و معرفی روستا و ارتباط با همولایتی ها

 

در جنوب روستای گز جایی که آخرین حد مزارع و بندها است تک درخت بنه ای وجود دارد که سال هاست به تنهایی روز ها و شب ها را سپری می کند . این درخت شاهد بسیاری از مردمان بوده است که به دیدارش آمده اند، وراندازش کرده اند و از حضورش در اینجا متعجب شده اند ولی در نهایت راهشان را گرفته اند و رفته اند . بسیاری رهگذران آمدند و رفتند و این درخت هنوز پرصلابت و استوار سایه اش را در گرمای تابستان نثار رهگذران و بویژه دروگران گندم در اوج گرمای تابستان می نماید.

 


براي مطالعه ادامه مطلب اينجا را كليك كنيد
[ دوشنبه ۱۳٩۱/۳/۱ ] [ ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

در پست مربوط به تقسیم بندی آب در روستای گز توضیح دادم که دوازده سهم آب برای هریک از دو قنات روستا وجود دارد. این سهم های آب از قدیم بر اساس صاحب اصلی آنها نام هایی بر آنها گذاشته شده است و در گذر زمان علیرغم اینکه آب بار ها دست به دست شده است ولی اسامی آنها باقی مانده است. بعضی از اسامی که بر روی این سهم ها گذاشته شده اند را امروز دقیقا کسی نمی داند چه کسی بوده اند و تنها یک نام هستند.

اسامی سهم های آب  

1- سهم میر مدبک

2- سهم سید ذبیح ا...

3- سهم خدابخش

4- سهم وقف

5- سهم آقا مرضا

6- سهم علیرضا

7- سهم میرمدلی

8- سهم آقا سید مهدی

9-سهم میراسماعیل

10- سهم خان

11-سهم غلامحسین

12- سهم میرزا

در زمستان هر سال زمانی که دیگر به آب نیاز نیست آب رها می گردد و سال بعد از همان محلی که رها شده است دوباره آغاز می گردد البته در چند سال اخیر به دلیل کمبود شدید آب آب هرگز حتی در زمستان رها نشده است و ترتیب سهم ها حفظ شده است.

[ چهارشنبه ۱۳٩۱/٢/٢٧ ] [ ٦:۱٢ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

یادمه بچه که بودم مادرم همیشه صبح های زود برای چیدن گل های محمدی مرا بیدار می کرد و ما هم  به باغ ها می رفتیم وگل های محمدی را می چیدیم  واقعا چه بویی داشت آدم رو گیج می کرد اگر چه دست طبیعت تعداد درختان را کم کرده و گل ها را کوچک، ولی هنوز هم اردیبهشت روزهای گل محمدی هست و می توان از بوی خوش این گل ها لذت برد.

این دو عکس بیاد آنروزها  تقدیم به تمام مادران ، همسران  به مناسب روز مادر

 

[ یکشنبه ۱۳٩۱/٢/٢٤ ] [ ٩:۱٠ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

این روز ها فصل توت در گز آغاز شده است توت های بیرجند ی (یا به عبارتی مشهدی) رسیده و می توانید نوش جان کنید بقیه توت ها هم تا چند روز آینده برای خوردن آماده می شوند . فرصت را از دست ندهید.

 

[ جمعه ۱۳٩۱/٢/٢٢ ] [ ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

سیخ سلنگ پرنده ای بسیار فرز و چابک است با رنگی مابین سیاه و سفید و خاکستری که در روستای گز و اغلب مناطق خراسان جنوبی مشاهده می شود .  نوک سیخ سلنگ نوک تیز و به رنگ سیاه ، چهره سفید، حلقه گردن سیاه ، زیر بدن نزدیک به سفید و پشت و بالها خاکستری با مناطق سفید است. در روستای گز به این پرنده به ن چشم احترام نگریسته می شود و بعضی اصطلاحا می گویند سید است.

[ دوشنبه ۱۳٩۱/٢/۱۸ ] [ ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

کودکی هایم درون کوچه ها جامانده است

فکر من غافل ز های و هوی آنجا مانده است

کوچه های گز برای من همه رویا شده

گاه پندارم که گوهر در صدف جامانده است

 

[ جمعه ۱۳٩۱/٢/۱٥ ] [ ٩:۱۳ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

اگر چه بالاخانه در بسیاری از نقاط کشور استفاده می شود ولی لازم دیدم این کلمه را در روستای گز بطور اختصاصی مورد بررسی قرار دهم . بالاخُنه یکی از ویژگی های غیر قابل انکار معماری روستایی در گز است.

بالاخُنه در واقع خانه یا اتاقی است که بر پشت بام  یک خانه دیگر ساخته می شود و همیشه یک اتاق دیگر در زیر آن قرار دارد. در فرهنگ امروز روستای گز دیگر هیچ تاکیدی بر ساخت بالاخانه وجود ندارد ولی در زمانی که شاید تا همین 10 سال پیش هم ادامه داشت کسی که خانه جدیدی می ساخت حتما بالا خانه هم می ساخت در واقع بالاخانه به نوعی نشان شرایط مادی بهتر طرف بود . این موضوع آنقدر اهمیت داشت که گاهی در حالی که خانه ها بر فراز بلندی ها قرار داشتند و لزوما نیازی به بالاخانه نبود ولی باز هم بالا خانه ساخته می شد. اگر باز هم کمی به عقب تر بر گردیم مثلا در دهه 30 و40 تنها منازلی بالا خانه داشتند که وضعیت تمکن مالی آن ها بهتر بود و به نوعی نشان دهنده شرایط بهتر ساکنان آن بود.

دلایل ساخت بالا خانه را می توان در موارد زیر خلاصه کرد.

1- چون در روستا معمولا احشام هم در کنار خانه های انسان ها در همان منزل قرار دارند این موضوع به دو دلیل باعث ایجاد بالا خانه توسط فرد می شد. اول اینکه همسطح نبودن خانه احشام با اتاق های زندگی افراد باعث کنترل رفت و آمد احشام به اتاق های نشیمن می گردید. دوم اینکه با این کار تا حدی از حیوانات موزی که در طویله های و به همراه احسام زندگی می کردند دوری می گردید. سوم اینکه مشکل کمبود فضا در خانه ها رفع می گردید و احشام در طبقه زیرین و انسان ها در طبقه بالایی بودند.

2- مسلما وقتی ارتفاع خانه بیشتر می گردید دید آن خانه از طریق پنجره ها بهتر می گردید و مناظر زیباتری در مقابل چشم ساکنان قرار می گرفت ، از طرفی با وزش نسیم از این پنجره ها هوای دلپذیرتری در بالا خانه جریان پیدا می کرد.

3- معمولا در جلوی بالاخانه بخش با دید باز به نام پیشگَهی می ساختند که رو به وسط منزل یا مناظر روستا بود و در شب یا بعد از ظهر ها در آن می نشستند و از مناظر لذت می بردند.

سقف بالاخنه ها برای سبک تر شدن بنا معمولا چوبی بود و بندرت از خشت برای ساخت سقف استفاده می گردید.

[ سه‌شنبه ۱۳٩۱/٢/۱٢ ] [ ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

گُلَخ در روستای گز به معنای تکه سنگ یا قطعه سنگ  است.  سنگ های که نه آنقدر کوچک هستند که به آنها ریگ گفته شود نه آنقدر بزرگ که خود نام سنگ را بر آنها گذاریم . قطعاتی در حد چند سانتی متر تا حدود 10 تا حداکثر 20 سانتی متر . این گلخ ها اگر چه در جایی به شدت مزاحم کار کشاورزی بوده اند ولی در جایی مشکل گشای کار ساخت و ساز خانه برای زدن سقف های گنبدی خشتی بوده اند . در کار ساخت و ساز در بین خشت ها قرار می گرفته اند و باعث سفت شدن خشت ها به همدیگر و پرکردن فضا های خالی  بین آنها می شده اند .

در داخل کشمان (مزارع) روستا چند کوت (کپه) از این قطعه سنگ ها  وجود دارد که به آنها کوت گلخ می گویند .زمانی که کودکی بیش نبودم همیشه یکی از سوال هایم این بود که این تپه های کوچک متشکل از قطعات سنگ در وسط مزارع چه می کنند . این سوال در ذهنم ماند تا اینکه روزگاری به حقیقتی پی بردم که دوباره دال بر راه های سخت طی شده  توسط نسل های گذشته بود.امروز می دانم اینها خود دلیل دیگری بر سخت کوشی و کار های سخت و طاقت فرسای پدران مان در آباد کردن این مزارع بوده اند . در واقع این مزارع که امروز بصورت مستطیلی و کاملا شسته و رفته ما می بینیم محل های بوده اند که سنگ های کوچک و بزرگ از سطح تا عمق زمین در آن پراکنده بوده اند. این قطعه سنگ ها یک به یک از داخل زمین زراعی جمع شده اند و با دست یا وسایل دیگر آن روزگار به این محل حمل و انباشته شده اند . در واقع زمین زراعی که شما می بینید در گذر سال ها و زیر ورو شدن های متعدد و جداکردن گلخ ها تبدیل به این خید یک دست و حاصلخیز شده اند .

اغلب ما حتی حوصله جمع کردن 10 تا از این گلخ ها را از داخل یک زمین زراعی نداریم . شاید سنگی در جلوی پایمان باشد بارها به آن برخورد کنیم ولی تنبلی کنیم آنرا برداریم . 

باید از مردمان سخت کوش نسل های قبل مان سپاسگزار باشیم که راه ها را برای ما هموار کردند. 

[ جمعه ۱۳٩۱/٢/۸ ] [ ٧:٠٩ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

با توجه به رشد مطالب وبلاگ به منظور جستجوی راحت تر مطالب وبلاگ امکان جستجو در وبلاگ توسط جستجوگر گوگل در حاشیه سمت راست وبلاگ گنجانده شده است . امید است مفید باشد.

[ پنجشنبه ۱۳٩۱/٢/٧ ] [ ٧:۱٦ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

آخ که چه حالی می ده شیرو از مایه بز یا گوسفند یا گاو بدوشی و مستقیم بذاری روی چراغ گرم بشه بریزی توی کاسه یه کم نون ریزه کنی و بخوری . یا اگه باکلاسی و نمی خوای توش ریزه کنی بریزی تو لیوان و داغاداغ سربکشی ، شاید هم دلت شیرچایی بخواد و باچایی قاطیش کنی و شیرجا نوش جان کنی به هر صورت بفرما

[ سه‌شنبه ۱۳٩۱/٢/٥ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

این اصطلاح یکی از اصطلاحاتی است که برای ابراز تعجب در روستای گز به کار می رود . زمانی که از موضوعی تعجب می کنید و برای شما غیر قابل قبول است ونمی توانید موضوع را باور کنید می گویید ایی دِرَنگِ دَنگ . معمولا این اصطلاح با اصطلاح دیگری که قبلا توضیح دادم بکار برده می شود : ایی دِرَنگِدَنگ بٍتَر خاشِد

[ شنبه ۱۳٩۱/٢/٢ ] [ ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ گز

این وبلاگ برای معرفی و اطلاع رسانی در مورد روستای گز از توابع دهستان نهارجان بخش مود شهرستان سربیشه خراسان جنوبی راه اندازی شده است. از همه همولایتی های عزیز برای پربار شدن وبلاگ استمداد می طلبیم.آدرس ایمیل وبلاگ gazvillage@gmail.com می باشد .هر گونه مطلبی یا عکسی که توسط دوستان فرستاده شود به نام خود ایشان در وبلاگ منتشر خواهد شد.
امکانات وب
Google

در وبلاگ گز
در كل اينترنت
RSS Feed