وبلاگ روستای گز
هدف: اطلاع رسانی و معرفی روستا و ارتباط با همولایتی ها

کشک یا قروت (جامد) محصولی است که از فراورده های لبنی تهیه می گردد و با استفاده از آن غذاهای لذیذی تهیه می نمایند. اما چطوری؟

 

برای تهیه قروت در اولین مرحله کشک ها خشک را در داخل یک ظرف ریخته و آب به آن اضافه می کنند تا خیس بخورد . این اولین گام برای زمانی است که هوس نوش جان کردن قرووت کرده اید. معمولا در هر دفعه قرووت مالی تعدادی کشک جدید اضافه می نمایند. کشک ها معمولا رنگ سفید تا خاکستری و خاکستری تیره دارند. هدف از خیس کردن قروو ت نرم شدن آن است تا در زمان وامالیدن (ساییدن) قرووت به راحتی ذرات قرووت جداشوند.

 

یکی از مواد اصلی و اولیه قرووت گردو است (البته نه همیشه نوع بدون گردوی آن که رنگ سفید هم دارد طرفداران خاص خودش را دارد). همزمان با خیس خوردن کشک ها تعدادی گردو را که بستگی به تعداد قرووت خور و نیز بضاعت صاحب قرووت دارد مغز کرده و در داخل تقارچه می ریزند.

 سپس با سنگ گرد و مخصوصی که به آن سنگ سیرخم می گویند این گردو ها در تقارچه خورد شده حسابی سائیده شده و تبدیل به پودر می گردند . گردو ها را با این سنگ آنقدر بر گرد تقارچه می چرخانند و می سایند  تا روغن جانشان بیرون بریزد این زمان است که دست از سرشان بر می دارند و کشک ها را که حالا حسابی خیس خورده اند به تقارچه اضافه می کنند نا دل گردو برای دقایقی به همسایگی آنها خوش گردد.ولی این دلخوشی دوامی ندارد و چرخش بر گرد تقارچه دوباره آغاز می گردد این بار هر دو باهم

بعد از اضافه کردن کشک ها به تقارچه و مخلوط شدن آن با گردو ها معمولا خانم خانه آستین را بالا زده و گردو و کشک ها را با همدیگر بر گرد تقارچه به چرخش در می آورد و به اصطلاح روستای گز وامی مالد. این چرخش و وامالیدن آنقدر ادامه پیدا می کند تا کشک بخشی از وجود خود را از خود جدا می نمایند . در این زمان است که:

باید آب به کشک ها اضافه کرده تا در واقع ذرات جداشده از کشک ها در آب حل گردند سپس این آب قروت آلود را در ظرف جداگانه ای می ریزند. عمل فوق نسبت به تعداد قرووت خور و نیز میزان غلظت مورد علاقه قرووت خواران چند بار تکرار می گردد تا به میزان و غلظت مورد نظر برسند.

حالا محلول قروت آمده است . در ظرفی پیاز ها را خورد کرده و باروغن سرخ می کنند. روغن حیوانی یا با اصطلاح محلی روغن زرد یکی از عوامل مزه دهی به قرووت است و در صورت امکان قرووت باید با این روغن تهیه گردد. بعد از سرخ شدن پیاز ها محلول یا به عبارتی سوسپانسون قرووت را به آن اضافه می کند و بر روی اجاق باقی می گذارند تا حسابی داغ شود و تقریبا به مرحله جوشش برسد ولی قبل از اینکه شروع به جوشش کند آنرا از روی اجاق بر می دارند.

 قرووت خوشمزه آماده است اگر در کنار آن بادمجان و سبزی ریحان هم باشد که نور علی نور است.

نوش جان

[ یکشنبه ۱۳٩٠/۸/۱ ] [ ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر
قبل از جواب دادن فکر کن
هیچکس را تمسخر مکن
نه به راست و نه به دروغ قسم مخور
خود برای خود، زن انتخاب کن
به شر و دشمنی کسی راضی مشو
تا حدی که می‌توانی، از مال خود داد و دهش نما
کسی را فریب مده تا دردمندنشوی
از هرکس و هرچیز مطمئن مباش
فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی
با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی
راستگو باش تا استقامت داشته باشی
متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی
دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی
دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی
مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی
سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی
روح خود را به خشم و کین آلوده مساز
هرگز ترشرو و بدخو مباش
در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند
اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده
دو رو و سخن چین مباش، نزدیک انجمن دروغگو منشین
چالاک باش تا هوشیار باشی
سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی
اگرچه افسون مار را خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری
با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد
مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمیماند.

[ شنبه ۱۳٩٠/٧/۳٠ ] [ ٦:۱٤ ‎ب.ظ ] [ ه.اکبری ]

در روستای ما انواع نان های مختلف از آرد گندم تهیه می گردد.

نان ساده :این نان به کمک آرد گندم  خمیرکردن آن و پختن آن بدون اضافه کردن هیچ ماده اضافی تهیه می گردد.این نان ها معمولا شکل مستطیلی دارند

نان روغنی: این نان با اضافه کردن مقداری روغن که می تواند روغن زرد روغن دنبه یا روغن نباتی باشد تهیه می گردد.

نان زردی : این نان همان نان روغنی است که به آن زردچوبه اضافه می گردد ورنگ زرد به خودش می گیرد.

نان کلمبه : نان کلمبه نانی با ضخامت چند برابر نان معمولی که در تنورتهیه می گردد . به شکل دایرای و قطر آن کمتر از نان معمولی می باشد و می توان به آن روغن و یا زردچوبه اضافه کرد که کلمبه روغنی یا زرد خواهد بود.

نان سرشلغمی : این نان همان نان کلمبه است که به آن در فصل شلغم از برگ های شلغم اضافه می کنند و به آن نان سرشلغمی می گویند.

نان سرپیازی : این نان با اضافه کردن برگ های پیاز تازه به نان کلمبه تهیه می گردد.

نان سیرموکی: این نان با اضافه کردن برگ های سیرموک که گیاهی شبیه سیر ولی در اندازه کوچکتر تهیه می گردد.

نان چلپکی: نان چلپکی  همان نان ساده است که به آن می توان زردچوبه هم اضافه کرد یا نکرد ولی مشخصه اصلی آن این است که در ظرف روغن پخته می شود و حسابی چرب و چیلی است. این نان معمولا در شب برات(نیمه شعبان) برای کسانی که فرد فوت شده ای در سال گذشته داشته اند تهیه می گردد وبین مردم تقسیم می گردد.

پتیر : این نان با ضخامت زیاد و بر روی تابه ای که بر روی حرارت مستقیم قرار دارد تهیه می گردد.

کماچ یا قلیفی: برای تهیه نان کماچ خمیر را داخل قابلمه می ریزند و آنرا در زیر زغالها و خاکستر قرار می دهند تا با حرارت ملایم پخته شود.

نان جو : این نان با آرد کردن جو تهیه می گرد . اگرچه امروزه تهیه این نان معمول نیست ولی در موارد خاصی تهیه می گردد.

نان گاورس : این نان از گاورس تهیه می گردد ولی  امروزه تهیه آن معمول نمی باشد و مربوط به گذشته است .این نوع نان در سال های خشکسالی های قدیم جایگاهی داشته است.

در پست های بعدی عکس هایی از هرکدام از انواع نان در وبلاگ خواهم گذاشت.

 

[ شنبه ۱۳٩٠/٧/۳٠ ] [ ۱:٤٧ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

با ارزش ترین داشته انسان جان اوست و چه بزرگند کسانی که باارزش ترین داشته شان را برای آسایش و نجات جان دیگران فدا می کنند.

دو نفر از جوانان روستا در سال های خون و خمپاره جان خود را فدای فردای میهن کردند . شهدای روستا غلامرضا حسن زاده و علی الوانی هستند(که در پست های اختصاصی در مورد هریک از آنها توضیح داده خواهد شد.

شهید سوم که در عکس دیده می شود شهید سید جلیل موسوی از روستای اصغول است که جانش را فدای صبح بهتر میهن کرد.

[ سه‌شنبه ۱۳٩٠/٧/٢٦ ] [ ٥:۱٠ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

در چند پست قبل قول دادم شعری از ابن حسام خوسفی را که در آن به گز اشاره کرده است بگذارم.

چندین سال پیش در کتابخانه آستان قدس رضوی دیوان ابن حسام خوسفی را ورق می زدم  که به داستان سفر زیارتی وی به مزار چنشت برخورد کردم . در این سفر ابن حسام از خوسف و از طریق روستاهای کاک(کاخک)  گیو و گز به چنشت برای زیارت سید حامد علوی می رود و به گفته وی در آنزمان حدود 400 سال از شهادت این امامزاده گذشته است . در طی سفر ابن حسام در برخورد با مردمان و روستا ها و اخلاق و رفتارشان اشعاری را بیان نموده است . که از آن جمله روستای گز است .

شعر با حمد و ثنای پیامبر آغاز می گردد:

ثنایی چون گل مشکین معطر               نثار قبر مشکین پیمبر

در کنج معانی باز کردم                        زیارت نامه ای آغاز کردم

تمنای بهشت افتاد ما را                    تقاضای چنشت افتاد مار را

چو میل آن حریم پاک کردم                نخستین منزل اندر کاک کردم

جلاالحق والدین خواجه یوسف           بسی اکرام فرمود و تلُطف

به الطافی و اکرامی که دانی            بجای آورد شرط میزبانی

به گیو افتاد از آنجا اتفاقم                 بروی پهلوان بود اشتیاقم

محمد پهلوان دنیی و دین                که دارد چون محمد فر و تمکین

تهمتن هیاتی بیژن سواری             ز گودرز و ز رستم یادگاری

زیردستان به مردی زیر دستش        که گیو آمد نژادش با نشستن

که دارد در محل پهلوانی                بدان پیرانه سر فُر جوانی

چو پرداختم ز کار خواجه گیو          برون رفتم به عزم خواجه گیو

مزار گیو را در بر گرفتم                 ز خلقش زندگی از سر گرفتم

و از آنجا خواجه را بدرود کردم        ایازی در ره محمود کردم

همانطور که ذکر شد بعد از گذر از کاک به گیو می رسد و بعد از ملاقات بزرگ روستا  به زیارت امامزاده گیو می رود. 

ابن حسام سپس عزم روستای گز می کند که به نظر می رسد طبق نوشته های ابن حسام در آنزمان شخصی بنام میر محمود بزرگ گز بوده است  

امیری یافتم محمود نامش                    که در گز بود ماوی و مقامش

دو قطعه هر یکی از دیگری به              فرستادم به پیش خواجه ده

یسارش را سعادت بر یمین بود             سخن چون قطع کردم قطعه این بود

قطعه اول

مقصود و تمنا که غرض بود بر آمد                 المنه لله که به مقصود رسیدیم

محمود بود عاقبت کار و عجب نیست            چون عاقبت کار به محمود رسیدیم

قطعه 2دوم

ای صبا بر نهارجان بگذر                           میرمحمود را دعا برسان

 کرمی کن بدان جناب کریم                     تحفه بندگی ما برسان

کانچه آیین مهمانداری است                   لطف فرمای و آن عطا برسان

مطابق ابیات زیر به نظر می رسد در گز مورد استقبال خوبی قرار می گیرد و از وی تکریم می گردد.

چو دولت پیش باز آمد براهم                   فزون گشت از جمالش قدر و جاهم 

معنبر شد وجودم زان جوانمرد               که لطفش خاک را عنبر همی کرد

بعد از گز از طریق مسیر رودخانه وی عزم زیارت مزار چنشت را می نماید:

و از آنجا عزم شد سوی چنشتم            بهشتم گز که بد میل بهشتم

مزاری یافتم بر دامن کوه                      برو گرد آمده خلقی به انبوه

................................... ادامه زیارت نامه الی آخر

ابن حسام در سال 783 متولد شده و تا اواسط  قرن نهم زندگی کرده است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که ابن حسام حدود 600 سال قبل از روستا عبور نموده است و در آنزمان گز روستایی آباد بوده است.

 

[ شنبه ۱۳٩٠/٧/٢۳ ] [ ۱:۳۳ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

اغلب مردم روستا گز سالی یکبار(گاهی یک سال در میان) به زیارت مزار آقا سید علی می روند. این موضوع از سال ها پیش وجود داشته و هنوز هم با قدرت ادامه دارد. چه زمانی که بعد از ساعت ها با الاغ خود را به مزار می رساندند چه سال هایی که با مینی بوس برادران رزاقی با کلی داستان به زیارت می رفتند چه اکنون که اغلب با وسایل نقلیه شخصی به مزار می روند. همیشه شب های مزار یکی از شب های پرخاطره برای مردم و جوانان روستا بوده است . معمولا خانواده هایی که به مزار می آیند یک بزغاله یا  بره و یا حداقل یک مرغ نذر مزار می کنند و با ذبح گوسفند در مزار بخشی از آن را در روستا بین همسایه ها تقسیم می کنند.

 فصل مسافرت معمولا ماه های مهر و آبان است. انتخاب این فصل 2 دلیل می تواند داشته باشد اول اینکه با توجه به اینکه زمان قدیم یخچال وجود نداشته است مردم برای نگهداری گوشت باید زمانی مسافرت می کردند که به مقدار کافی هوا سرد باشد تادر 2 یا گاهی سه شب سفر گوشت منهدم نگردد. علت دوم هم می تواند کم کار بودن مردم در این فصل نسبت به تابستان باشد.

به هر صورت خاطرات شب های مزار سید علی همیشه یکی از خاطرات هریک از اهالی روستا از پیر و جوان و کودک است.

[ شنبه ۱۳٩٠/٧/٢۳ ] [ ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

 

فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید. جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها شیشه ای هستند. پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد میشوند.  آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح خودتان و توپ لاستیکی همان کارتان است.کار را بر هیچ یک از عوامل فوق ترجیح ندهید، چون همیشه کاری برای کاسبی وجود دارد ولی دوستی که از دست رفت دیگر بر نمیگردد، خانواده ای که از هم پاشید دیگر جمع نمیشود،‌ سلامتی از دست رفته باز نمیگردد و روح آزرده دیگر آرامشی ندارد.

 

[ شنبه ۱۳٩٠/٧/٢۳ ] [ ٩:٠٧ ‎ق.ظ ] [ ه.اکبری ]

در عکس فوق نمایی از روستای گز دیده می شود که روستاهای اطراف گز هم قابل مشاهده است.

این عکس روستا را از سمت شمال و از فراز کوه های سمت شما نشان می دهد. سمت بالایی این عکس سمت جنوب را نشان می دهد. 

این عکس نمای نزدیک روستا را نشان می دهد که مزار شهید حسن زاده و مدرسه روستا برای راحتی کار نشان داده شده است.

 

[ شنبه ۱۳٩٠/٧/٩ ] [ ٢:٠٤ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

آقای سید مهدی جوادی مراسم عروسی شان برگزارشد. از طریق وبلاگ به ایشان هم تبریک می گوییم انشالله که به پای هم پیر شوند .

[ شنبه ۱۳٩٠/٧/٩ ] [ ٢:٠۱ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

 

[ یکشنبه ۱۳٩٠/٧/۳ ] [ ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

با خبر شدیم همسر مرحوم استاد حیدر و مادر آقای فرخیان به رحمت ایزدی پیوسته اند از این طریق به جناب آقای فرخیان تسلیت می گوییم .

[ جمعه ۱۳٩٠/٧/۱ ] [ ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ گز

این وبلاگ برای معرفی و اطلاع رسانی در مورد روستای گز از توابع دهستان نهارجان بخش مود شهرستان سربیشه خراسان جنوبی راه اندازی شده است. از همه همولایتی های عزیز برای پربار شدن وبلاگ استمداد می طلبیم.آدرس ایمیل وبلاگ gazvillage@gmail.com می باشد .هر گونه مطلبی یا عکسی که توسط دوستان فرستاده شود به نام خود ایشان در وبلاگ منتشر خواهد شد.
امکانات وب
Google

در وبلاگ گز
در كل اينترنت
RSS Feed