وبلاگ روستای گز
هدف: اطلاع رسانی و معرفی روستا و ارتباط با همولایتی ها

سلام عید نوروز را به شما و همه ی همولایتی های بازدید کننده از این سایت تبریک می گوییم سال خوبی داشته باشید.

غلامرضا حسینی 

[ یکشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢۸ ] [ ٩:۱٤ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

با سلام بر خودم لازم دیدم فرارسیدن نوروز،یادگار دین زرتشت،مهرکوروش،جام جمشید،تیرآرش،عشق بابک را پیشاپیش به همه همولایتی های عزیزم تبریک عرض کنم سالی سرشار از شادی و آرامش برای همه آرزومندم.

غلامی

[ شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٧ ] [ ٦:٥٥ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

هر سال روزهای پایانی سال و نزدیک عید جنبشی مضاعف برای آماده شدن برای عید در مردم  ایجاد می گردد. یکی از این جنبش های اصلی خنه تکونی است است . خنه تکونی به معنی این است که تقریبا همه وسایل خانه را باید تکانی داد و گرد و خاک یکساله را از آنها جدا کرد. در روستای گز تقریبا تمام مردم در روزهای پایانی سال درگیر این فعالیت  هستند . یکی از نمود های اصلی خانه تکانی شستشوی فرش ها است که در خانه و یا بر سر قنات ها و یا چاه ها انجام می گیرد بطوریکه از هر دیواری فرشی آویزان است و یا بر زمین ها پهن شده اند.

[ پنجشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٥ ] [ ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

در وب گردی های دیروزم متن جالبی دیدم که فکر میکنم خواندنش خالی از لطف نباشد:

می خواستم به دنیا بیایم، پدر بزرگم به مادرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. مادرم گفت: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!...

می خواستم به مدرسه بروم، مدرسه ی سر کوچه ی مان. مادرم گفت: فقط مدرسه ی غیر انتفاعی! پدرم گفت: چرا؟...مادرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

به رشته ی انسانی علاقه داشتم. پدرم گفت: فقط ریاضی! گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!...

با دختری روستایی می خواستم ازدواج کنم. خواهرم گفت: مگر من بمیرم. گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!...

می خواستم پول مراسم عروسی را سرمایه ی زندگی ام کنم. پدر و مادرم گفتند: مگر از روی نعش ما رد شوی. گفتم: چرا؟...گفتند: مردم چه می گویند؟!...


می خواستم به اندازه ی جیبم خانه ای در پایین شهر اجاره کنم. مادرم گفت: وای بر من. گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!...

اولین مهمانی بعد از عروسیمان بود. می خواستم ساده باشد و صمیمی. همسرم گفت: شکست، به همین زودی؟!...گفتم: چرا؟... گفت:مردم چه می گویند؟!...

می خواستم یک ماشین مدل پایین بخرم، در حد وسعم، تا عصای دستم باشد. زنم گفت: خدا مرگم دهد. گفتم: چرا؟... گفت: مردم چه می گویند؟!...

بچه ام می خواست به دنیا بیاید، پدرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!...

بچه ام می خواست به مدرسه برود، رشته ی تحصیلی اش را برگزیند، ازدواج کند... می خواستم بمیرم. بر سر قبرم بحث شد. پسرم گفت: پایین قبرستان. زنم جیغ کشید. دخترم گفت: چه شده؟...گفت: مردم چه می گویند؟!...

مُردم. برادرم برای مراسم ترحیمم مسجد ساده ای در نظر گرفت. خواهرم اشک ریخت و گفت: مردم چه می گویند؟!...

از طرف قبرستان سنگ قبر ساده ای بر سر مزارم گذاشتند. اما برادرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

خودش سنگ قبری برایم سفارش داد که عکسم را رویش حک کردند. حالا من در اینجا در حفره ای تنگ خانه کرده ام و تمام سرمایه ام برای ادامه ی زندگی جمله ای بیش نیست: مردم چه می گویند؟!... مردمی که عمری نگران حرفهایشان بودم، لحظه ای نگران من نیستند.



 

[ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٤ ] [ ٤:٥٩ ‎ب.ظ ] [ ه.اکبری ]

[ دوشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٢ ] [ ۸:۱۱ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

وجود سنگ های متفاوت و فرسایش پذیر در اطراف روستا باعث ایجاد پدیده های جالب و دیدنی در اطراف روستا بویژه دره بغاباد و شمال روستا شده است.

 


براي مطالعه ادامه مطلب اينجا را كليك كنيد
[ شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٠ ] [ ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

آخرین زنگ دنیا کی میخورد!!!!!!!!!
خدا می داند،ولی........................
آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه
می شود تقلب کرد ونه می شود سرکسی را کلاه گذاشت.
آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش
از جلسه امتحان هم کوچکتر بود.
آنروز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال
سختی بود ،سوالی که بیش از یک بار نمی توان به آن پاسخ داد.
خدا کند آنروز که آخرین زنگ دنیا می خورد،
روی تخته سیاه قیامت اسم ما را جزء خوبها بنویسند.
خدا کند حواسمان بوده باشد وزنگهای تفریح
آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات یادمان رفته باشد.
خدا کند که دفتر زندگیمان را جلد کرده باشیم
وبدانیم دنیا چرک نویسی بیش نیست

انسان با دستان گره کرده بدنیا آمد تا بگوید همه چیز را می خواهد...................اما با دستان باز رفت تا بگوید هیچ چیز را نتوانستم ببرم.

 

[ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱٧ ] [ ٥:٠٧ ‎ب.ظ ] [ ه.اکبری ]

یادمه حدود  30 سال قبل یک روز موقع غروب آفتاب کبله آقا (کربلایی سید محمد باقر علوی) به چند تا از ما بچه ها گفت بیاید سرتپه می خواهیم آتش روشن کنیم . من و چند نفر دیگر شزوله یا شزگوله (نوعی هیزم ) جمع کردیم و آتش مفصلی بر پا شد .کبله آقا در حین آتش داشت کوه مقابل درمنطقه ناحیه هردنگ در فاصله حداقل حدود 20 کیلومتری را نگاه می کرد . بعد از حدود 20 دقیقه آتشی در کوه مقابل که منطقه ناحیه هردنگ بود روشن شد. خدابیامرزادش آن موقع مرحوم کبله آقا برای ما توضیحی نداد ولی بعدا متوجه شدم که کلبه آقا با برادرش مرحوم سید یحیی (خدابیامرزادش) قرار گداشته بود هر وقت از سفر برگشت سر کوه آتش برپا کند تا ایشان باخبر شود و ایشان هم برای اینکه باخبر شدنش را اعلام کند مجددا آتش روشن کرده است.

در واقع در زمانی که هیچ راه ارتباطی همچون تلفن و موبایل وجود نداشته است و وسایل نقلیه امروزی به راحتی در اختیار همگان نبوده است مردم از این روش برای برقراری ارتباط استفاده می کرده اند.

[ سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱٦ ] [ ٧:٥٧ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

 

این عکس مربوط به حدود 16 یا 17 سال پیش است . محل آن در داخل باغ های نزدیک استخر (نزدیک حسینیه) است. در زمان برداشت عکس مراسم عروسی آقای حسین طالبی (اگر اشتباه نکنم)در جریان بود . از حاضران این عکس دوست عزیزم مرحوم مهندس حسین الوانی در حال حاضر ما و دنیای مان را ترک گفته است . خداوند بیامرزادش

در این عکس جمعی از کودکان و جوانان دیروز که حالا جوانان و میانسالان امروز هستند حضور دارند و گذر عمر را به خوبی معنا می کنند.با این عکس می توانید دیروز و امروز حاضران را باهم مقایسه کنید.

اگر عکس های مشابه این عکس دارید برای وبلاگ ارسال نمایید.

 در ضمن در مورد این عکس حتما نظر بدهید.

[ یکشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱٤ ] [ ٦:٥٩ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

با پایان شمارش آرا در حوزه انتخابیه نهبندان و سربیشه دکتر هاشمزهی با کسب بیشترین آرا نماینده این حوزه انتخابیه شد.آقای دکتر نظر افضلی دوم شد.

 

 

از طرف وبلاگ گز و اهالی روستای گز موفقیت ایشان را تبریک می گوییم.

[ شنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱۳ ] [ ٧:۱٧ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

 این روزها بازار انتخابات مجلس شورای اسلامی داغ است و انشالله انتخابات روز جمعه برگزار خواهد شد. این دو بر گه  دو تعرفه انتخابات یکی مربوط به سال 1330 و دیگری مربوط به سال  1354 در روستای گز  است که حدود یک ماه پیش پیدا کردم . از آنجا که از لحاظ تاریخی جالب توجه بود در وبلاگ گذاشتم. اگر جه انتخابات در آنزمان بیشتر ظاهری بوده است و نماینده بیشتر انتصابی بوده است تا انتخابی ولی به هر صورت این برگه ها از لحاظ تاریخی جالب توجه می باشد.

تعرفه انتخابات در سال 1330

نکته جالب توجه در این تعرفه این نوشته فلانی پسر... حالا اگه طرف زن باشه چی شاید آنزمان زنان حق زرای نداشتند شاید هم برای زنان و مردان دو برگه جدا بوده است.

برگه انتخابات در سال 1354

 

[ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱٠ ] [ ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

نامگذاری  مکان های روستا در فرهنگ روستای گز در عین سادگی  از موارد خاصی تبعیت می کند که مهمترین آنها را در زیر شرح می دهم.

مردمان نسل قدیم مانند ما دنبال نام با مسمایی برای مکان ها نمی گشته اند و ساده ترین چیزی که به ذهن آنها می رسیده است با توجه به کارکرد محل ، صاحب محل . موقعیت آن نسبت به مکان های دیگر و غیره انتخاب می کرده اند . البته این به این معنا نیست که اسامی گویا نبوده و بی ربط بوده اند اتفاقا اسامی بسیار کامل و گویا بوده اند و در بسیاری موارد خود یک آدرس در یک کلمه بوده اند . اسامی بطور کلی به چند گروه تقسیم می شوند:

1-  بر اساس کارکرد آن محل

کوه قلاورخنه (قراول خانه)   (که برای قراول و نگهبانی مورد استفاده می بوده است )

-  سینه خاکه ( به خاطر اینکه از این مکان خاک برداشت می شده است بدین نام نامیده شده است.)

2- بر اساس موقعیت آن مکان نسبت به یک پدیده یا محل شناخته شده.

- بندن زیر کشمان ( مزارع و بندهایی که در زیر کشمان ده قرار دارد)

 - بندن درخت بنه (بند هاییکه  در مجاورت تک درخت بنه روستا قرار دارند )

 - کاله اصقولی (در مسیر راه روستای اصغول واقع بوده است)

 - بندن شوشکه (بندهایی که در نزدیکی محل شوشک جمع کردن بوده است)

3- بر اساس  مشخصات ظاهری آن پدیده (مانند شکل یا رنگ)

- لاخ یگ لنگی ( به شکل انسانی است که روی یک پا قرار دارد)

-  بند تگ امبیز در مجاورت تپه ای است که شکل امبیز (مخروط را دارد)

4- بر اساس وجود گیاه یا حیوانی خاص در محل

- باغ قال شغال ( باغی که در مجاورت لانه شغال ها بوده است)

 - باغ توتی( باغ که تعداد زیادی درخت توت دارد)

 -  باغ زرشکی( باغ که تعداد زیادی درخت زرشک دارد

 -  چشمه گل نی ( چشمه ای که مقادیر زیادی نی در آن روئیده است)

5- بر اساس صاحب آن مکان

بندن آقا سید محمد - بندن میر مداسماعیل  - باغ حسین عباس

6- بر اساس اتفاقات گذشته آن محل

- پشته های جنگی( محلی که معتقدند در این زمان جنگی در آن در گرفته است)

 

 

[ دوشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۸ ] [ ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

پشتش‌ سنگین‌ بود و جاده‌های‌ دنیا طولانی.
می‌دانست‌ که‌ همیشه‌ جز اندکی‌ از بسیار را نخواهد رفت.
آهسته آهسته‌ می‌خزید، دشوار و کُند؛ و دورها همیشه‌ دور بود.
سنگ‌پشت‌ تقدیرش‌ را دوست‌ نمی‌داشت‌ و آن‌ را چون‌ اجباری‌ بر دوش‌ می‌کشید.
پرنده‌ای‌ در آسمان‌ پر زد، سبک؛
و سنگ‌پشت‌ رو به‌ خدا کرد و گفت: این‌ عدل‌ نیست، این‌ عدل‌ نیست.
کاش‌ پُشتم‌ را این‌ همه‌ سنگین‌ نمی‌کردی.

  
من‌ هیچ‌گاه‌ نمی‌رسم. هیچ‌گاه. و در لاک‌ سنگی‌ خود خزید، به‌ نیت‌ ناامیدی.
خدا سنگ‌پشت‌ را از روی‌ زمین‌ بلند کرد.
زمین‌ را نشانش‌ داد. کُره‌ای‌ کوچک‌ بود.
و گفت: نگاه‌ کن، ابتدا و انتها ندارد. هیچ کس‌ نمی‌رسد.
چون‌ رسیدنی‌ در کار نیست. فقط‌ رفتن‌ است. حتی‌ اگر اندکی. و هر بار که‌ می‌روی، رسیده‌ای.
و باور کن‌ آنچه‌ بر دوش‌ توست، تنها لاکی‌ سنگی‌ نیست،
تو پاره‌ای‌ از هستی‌ را بر دوش‌ می‌کشی؛ پاره‌ای‌ از مرا.
خدا سنگ‌پشت‌ را بر زمین‌ گذاشت.
دیگر نه‌ بارش‌ چندان‌ سنگین‌ بود و نه‌ راهها چندان‌ دور.
سنگ‌پشت‌ به‌ راه‌ افتاد و گفت: رفتن، حتی‌ اگر اندکی؛
و پاره‌ای‌ از(او) را با عشق‌ بر دوش‌ کشید

[ یکشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٧ ] [ ۸:٢٧ ‎ق.ظ ] [ ه.اکبری ]

همیان : کیسه ای که در آن درهم نهند.  بر وزن انبان ، کیسه ای باشد طولانی که بر کمر بندند و به عربی صره خوانند.
قیمت همیان و کیسه از زر است
بی زری همیان و کیسه ابتر است .


تعریف فوق معنای همیان در لغت نامه دهخدا است . در کتاب ها بار ها همیان را خوانده بودم  و در فیلم ها شنیده بودم  و آنرا بعنوان یک وسیله تاریخی می دانستم ولی هرگز فکر نمی کردم در گز هم بتوان همیان پیدا کرد تا اینکه در ادامه کنجکاوی هایم در گذشته گز به همین کیسه چرمی که می بینید رسیدم که نام همیان بر خود دارد.

این وسیله کیسه ی چرمی  است که سرآن با قرار گرفتن در زیر بندی بسته می شده است و در داخل آن سکه حمل می شده است . همانطور که در عکس می بینید همیان بندی داشته است که به کمر بسته می شده است و در زیر لباس ها قرار می گرفته تا هم جای مطمئنی باشد و هم از دید دیگران دور باشد. همیانی که در عکس می بینید در کمترین تخمین حدود 70 تا 80 سال عمر دارد و سال هاست که منتظر امروز بوده تا عکس آن در وبلاگذاشته شود. 

 

[ جمعه ۱۳٩٠/۱٢/٥ ] [ ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

123455.jpg - 10.27 Kbآقای نظر افضلی عضو هیات علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند

محمدرضا صابری – متولد 1330

اهل سربیشه با تحصیلات مهندسی راه و ساختمان

نماینده فعلی نهبندان و سربیشه در ممجلس

 


 

 

 

 

 

 

 

 موسی وطن دوست درآذرماه1354در روستای هشتوگان گلرک از توابع بخش شوسف شهرستان نهبندان

کارشناس ارشد روابط بین الملل

 

 

 

 

 

 محمد رضا عرب پور

متولد 1342

ریس سابق بنیاد شهید انقلاب اسلامی خراسان جنوبی

 

 

 

 

 

 

 

 

مصطفی نخعی متولد 1360

دکترای مهندسی مکانیک

 

 

 

 

 

 

 

  

 مراد هاشم زهی متولد38 13

رئیس سابق دانشگاه علوم پزشکی بیرجند

 

 

 

 

 

 

 

  رحمت الله قاسمی

متولد 1334

دارای مدرک مهندسی کشاورزی و فوق لیسانس مدیریت صنعتی

 

 

 

 

 

 

 

 

 علی سعادتی متولد 1349 سربیشه

مدیر کل سابق استاندارد و تحقیقات صنعتی خراسان جنوبی

 

 

 

 

 

 

 

سید صادق نیرومند

 

[ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۳ ] [ ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

سبد ها در روستای گز در اندازه های مختلفی وجود دارند ولی بطور کلی با توجه به استفاده آنها به سه نام در سه اندازه شناخته می شوند.این سبد ها تولید شده توسط مردم روستا و  در داخل روستا بوده است و افراد خاصی با استفاده از ساقه های مستقیم در خت بادام کوهی که در زبان محلی صافت نامیده می شوند تهیه می شده است .

1- اندازه کوچک با نام دوگ ریسی (دوک ریسی) این سبد قطری بین 15 تا 40 ساتتی متر دارد . از آنجا که این سبد در زمان هایی که نخ ریسی وجود داشت برای گذاشتن دوک در داخل آن استفاده می شد با نام  سبد دوک ریسی مشهور است

2- اندازه متوسط یا شلغم شوری : سبد شلغم شوری قطری بین 40 تا حدود 80 سانتی  متر دارد و بیشترین کاربرد را در بین سبدها دارد از این سبد در کار های مختلفی همچون نگهداری مواد ، علوفه دادن به گوسفندان و جابجایی بعضی وسایل و غیره استفاده می شود. از آنجا که یکی از استفاده های اصلی این سبد در شستن شلغم در جوی آب می باشد نام سبد شلغم شوری به آن داده اند . شستن شلغم در این سبد به اینگونه بوده است که سبد را از شلغم پر کرده و در داخل جوی آب قرار می داده اند آب از سوراخ های سبد وارد سبد شده وبین شلغم ها جریان میافته است سپس با حرکت دادن سبد و با توجه به برخورد شلغم ها با همدیگر و نیز با کمک دست خاک شلغم شسته شده و شلغم تمیز می شده است. برای این نوع سبد محل های مخصوصی بعنوان دسته تعبیه شده است .

 

3- اندازه بزرگ با نام کالک بیز می باشد این سبد معمولا قطری بزرگتر از 1 متر دارد . و در زمان قدیم در هر خانه معمولا یک کالک بیز وجود داشته است. از استفاده های این نوع سبد نگهداری جوجه مرغ ها برای در امان ماندن از حمله گربه ها بوده است به اینصورت که سبد را برعکس بر روی زمین می گذاشته اند و جوجه مرغ ها را در زیر آن قرار می داده اند. از آنجا که یکی از کاربردهای اصلی این سبد استفاده از آن برای ریختن کالک ها و تمیز کردن آنها بوده است با نام سبد کالک بیز شناخته می شود. 

 

[ سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢ ] [ ٩:٥٥ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ گز

این وبلاگ برای معرفی و اطلاع رسانی در مورد روستای گز از توابع دهستان نهارجان بخش مود شهرستان سربیشه خراسان جنوبی راه اندازی شده است. از همه همولایتی های عزیز برای پربار شدن وبلاگ استمداد می طلبیم.آدرس ایمیل وبلاگ gazvillage@gmail.com می باشد .هر گونه مطلبی یا عکسی که توسط دوستان فرستاده شود به نام خود ایشان در وبلاگ منتشر خواهد شد.
امکانات وب
Google

در وبلاگ گز
در كل اينترنت
RSS Feed