وبلاگ روستای گز
هدف: اطلاع رسانی و معرفی روستا و ارتباط با همولایتی ها

شعار جهانی سنگ نگاره ها

 * هرگز آنها را لمس یا خیس نکنید . بسیار ضربه پذیر هستند.
* هرگز روی آنها اثر نگذارید و چیزی اضافه نکنید.
* همان طور که هستند بگذارید بمانند.
* فقط از آنها عکس بگیرید.

* روی آنها راه نروید.

در قسمت قبل اطلاعاتی را در مورد سنگ نگاره تنگل استاد در روستای گز ارائه نمودم در این قسمت عکس های دیگری از این میراث به جای مانده از چند هزار سال پیش را به شما ارائه می دهم امید که همگان شعار جهانی سنگ نگاره ها را در برخورد با سنگ نگاره ها سرلوحه بازدیدمان قرار دهیم.

نقش اسب که به زیبایی و بصورت ماهرانه ای ترسیم شده است و نسبتا سالم مانده است.

 


براي مطالعه ادامه مطلب اينجا را كليك كنيد
[ شنبه ۱۳٩٠/۱۱/٢٩ ] [ ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

همه جا توریک پی در روشه  یعنی همه جا تاریک پشت در روشن.

این یکی از ضرب المثل هایی است که در گز زیاد استفاده می شود . معمولا بطور عادی پشت در از تاریک ترین مکان ها  می باشدکه با توجه به بسته بودن در و  نرسیدن نور پشت در از جاهای دیگر تاریک تر است . حالا فرض کنید حا های دیگر تاریک باشد و پشت در روشن . این یک موضوع متفاوت و تعجب برانگیز است . مفهوم این ضرب المثل هم در مواردی استفاده می شود که شما از چیزی بسیار تعجب می کنید و اتفاقی می افتد که شما انتظارش را ندارید . فرض کنید از شخص بسیار مبادی آدابی اقدامی سر می زند که انتظارش را ندارید در این حالت طرف با کمال تعجب با اعلام اینکه از شما انتظار نداشتم می گوید ((همه جا توریک پی در روشه))

[ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٢٦ ] [ ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

نقشه روستای گز با قابلیت بزرگنمایی و حرکت در جهات مختلف و نقشه توپوگرافی

 

[ سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱۱/٢٥ ] [ ٩:٤۸ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

درختان در این  غروب زمستانی سر به دامان  هم فرو برده اند به نظر شما چه می گویند ؟ چه چیزی را زمزمه می کنند؟ گلایه می کنند یا به هم امید فردا را می دهند.

[ سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱۱/٢٥ ] [ ٦:٥٥ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

کسانی که سن حداقل 20 سال را داشته باشند  حمام قدیم روستا را بیاد دارند این حمام از خشت های پخته ساخته شده بود که با ملاتی  به هم چسبانده شده اند . شاید این سوال برای شما هم پیش آمده باشد که این خشت های پخته و ملات آهکی آن از کجا آمده اند.

در اطراف روستا حداقل 4 نقطه وجود دارد که می توان آثاری از کوزه های قدیمی را مشاهده کرده این آثار در حال حاضر جز چند قطعه سنگ روی هم و مقداری تغییر رنگ چیزی نیستند ولی گویای فعالیت هایی مهندسی وار در این منطقه هستند . در تصویر فوق محل 4 کوره را می توانید مشاهده کنید.

1- اولین مورد که از بقیه سالم تر است و به نطر می رسد جدید تر باشد در مجاورت مادر چاه بغاباد و زیر بند های تگ امبیز می باشد این کوره یک کوره آهک پزی بوده است هنوز سنگ های آهک در کنار این کوره آماده هستند ولی به هر دلیلی به پختن نرسیده اند .

 

2- کوره دوم که فقط بصورت کپه ای از سنگ قابل مشاهده است در پایین مرغداری حاج آقای حسن زاده در مجاورت رودخانه است. آثار این کوره در مجاورت جاده ای که از سمت جنوب به طرف مرغداری می رود قابل مشاهده است این کوره هم مجددا کوره آهک پزی بوده است.

  

3- کوره سوم در داخل بند کربلایی غلامحسین الوانی بود که البته چند سال پیش به دنبال ساخت جوی آب آثار این کوره تخریب شد. این هم به نظر می رسد کوره آهک پزی بوده است. بندهای اطراف این کوره بنام بند کوره نامیده می شوند.

4- کوره چهارم که کوره خشت پزی بوده است و هنوز هم این محل به همان نام کوره خشت پزی خوانده می شود در پایین دست مخابرات روستا واقع می باشد این کوره تا چند سال پیش در حالتی نسبتا سالم وجود داشت ولی این محل هم برای ایجاد بند تخریب شد و هیچ آثاری از آن باقی نمانده است .در این کوره علاوه بر پختن خشت ها بعضی از لوازم مورد استفاده مانند جاسبویی را نیز می پخته اند.آثار کوره فقط با مقدار تغییر رنگ مایل به قرمز در محل کوره قابل مشاهده است.

شاید موارد دیگری هم بوده است که من از آن بی خبر هستم.

[ شنبه ۱۳٩٠/۱۱/٢٢ ] [ ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

ای ره نمای گم شدگان، اهدنا الصراط
ای نور چشم راه روان،‌ اهدنا الصراط
در دوزخ هوا و هوس مانده‌ایم زار
گم کرده‌ایم راه جنان، اهدنا الصراط
بگذشت عمر در لعب و لهو و بی‌خودی
شاید تدارکی بتوان، اهدنا الصراط
ره دور و وقت دیر و شب تار و صدخطر
مرکب، ضعیف و جاده،‌ نهان، اهدنا الصراط
غولی زهر طرف ره وامانده‌ای زند
آه از صفیر راه‌زنان، اهدنا الصراط


نی ره به سوی سود و نه سوی زیان بریم
ای از تو سود و از تو زیان، اهدنا الصراط
از شارع هوی و هوس در نمی‌رویم
گاهی در این و گاه در آن، اهدنا الصراط
رفتند اهل دل همه با کاروان جان
ما مانده‌ایم بی‌دل و جان، اهدنا الصراط
گم گشت فیض و راه به جایی نمی‌برد
ای ره نمای گم شدگان، اهدنا الصراط

ملامحسن فیض کاشانی

 

[ پنجشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٢٠ ] [ ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ ] [ ه.اکبری ]

چند اصطلاح گزی

پِسنگ یا پِیسونگ    : بشگون    نیشگون

گُرده : پهلو

 کون خلاشونوک : سر سره بازی

چوقولی: قلقلک

جومه یا جُِمه :  لباس

سرپُلک :پا به سنگ خوردن

 نِماشُم : سر شب موقع غروب 

مقریبو یا مقریبنگ : سحر  اول صبح

کُلتو کُلت: سر صدا

چوریدن : جویدن

فِراشا : لرز  

مخکم : محکم  

گِیاس : خمیازه

 پوز پر خِل : دماغو  

چاه جویی یا جوجویی:  قنات روییدن

چِنو: چنان

 پر جلال : کسی که قیافه بگیره

 چنو واخودارَن: بازم کنایه از ادم خود خواه

دَ اَو دویدن: آب تنی کردن

لَرد :  بیرون                والَردشدن:  بیرون رفتن

خونه پیشُ:  پستو

قلیف:  دیگ کوچک

خروس حموم : سوسک 

چَلاسک : آدم گدا صفت

نیشخند

ارسال :یک رهگذر

[ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱٩ ] [ ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

در روستای گز جَک دو معنی کاملا متفاوت دارد.

1- جَک در زبان محلی روستای گز به معنای آغوز گوسفند می باشد.در واقع جک اولین شیر گوسفندان و بز ها بعد از زاییدن می باشد  . این ماده برای نوزاد بسیار مفید و مقوی است. از جک غذای خاصی بنام فِله درست می کنند.

2- جَک  صمغ درختانی مانند زردآلو ، آلو ، بادام و غیره می باشد که از پوست درخت خارج می گردد و بر روی ساقه روان می گردد. این جک معمولا نشانه مریض بودن درخت است. جک بعنوان یک چسب طبیعی  در محیط روستاکاربرد دارد و بویژه در ساخت اسباب بازی خاصی بنام بادبادک استفاده می شود. بعضی هم معتقدند این جک خواص دارویی دارد و برای بعضی بیماری ها استفاده می شود.

[ سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱۸ ] [ ۸:۳٩ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

این روز ها فصل زایش است زایش نسل جدیدی از بره ها و بزغاله ها

[ یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱٦ ] [ ٥:٥٠ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

تنها خطی که همیشه آزاد است و به هیچ وجه اشغال نمی شود، خط ارتباطی با خداست. طرف دیگر این خط، همیشه یکی، چشم براه ماست. او همیشه گوش به زنگ است، مشکل از ماست که گاهی کد تماس با خدا را از یاد می بریم، و گرنه این کد همیشه آزاد است. در عصر ارتباطات، «انزوا» پذیرفتنی نیست و زندگی بی رابطه، مرگ روح است. عرش الهی، مرکز بی نهایت شماره‌ای اتصال با آفریده‌هاست. هر کس از هر جا و هر زمان و به هر زبان می‌تواند با این مرکز، گفتگو کند. بی آنکه خطی روی خطی بیفتد.

 خدا در مرکز ملکوتی دعا، هر لحظه آماده دریافت پیام «نیاز» است. کسی که روزی پنج بار با او تکلم می‌کند، از تنهائی در می‌آید، کلیم خدا می‌شود و احساس بی پناهی نمی‌کند. خدا که آن سوی خط تماس است، دوست دارد در خوشی‌ها هم سراغی از او بگیریم، نه فقط وقتی که گرفتار می‌شویم و به دردسر می‌افتیم.

بی معرفتی است که وقتی "مضطر" می‌شویم از اورژانس «دعا»استمداد کنیم و انتظار کمک فوری داشته باشیم   

او همیشه گوش به زنگ ماست. مائیم که گاهی حوصله حرف زدن با او را نداریم. یا تماس و دعوت او را بی جواب می‌گذاریم. شیطان سعی می‌کند در

جبهه معنوی، رابطه ما با خدا را قیچی کند، یا روی خط نیایش

«پارازیت ریا» بیندازد

[ شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱٥ ] [ ٥:٤۱ ‎ب.ظ ] [ ه.اکبری ]

به گزارش خبرگزاری گزپرس روز پنج شنبه و شب جمعه گز هم از باراندگی های سراسری بی نصیب نمانده است و باران های نسبتا خوبی باریده است بطوزیکه آب از شیله ها سرازیر شده و چند جوی آب از تنگل بغاباد به گز رسیده است و آب در بعضی بندها و گودال ها جمع شده است. دو عکس از تنگل بغاباد و کوچه های گز گویای این بارندگی است. هر چند بارندگی نسبت به مناطق دیگر خیلی کمتر بود ولی باز هم باید خدا رو شاکر بود.

کوچه های گز در شب بارانی

(در ضمن این عکس را یرای دوست رهگذر گذاشتم که دوست داشت عکس از کوچه های گز بگذاریم چون فکر می کنم اینجا برای ایشون خیلی آشنا باشه منتظر پیام های بعدی ایشون هستیم) 

[ جمعه ۱۳٩٠/۱۱/۱٤ ] [ ٥:٥٩ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

گزی ها برای بعضی اتفاقات معانی خاصی تعریف می کنند از جمله:

قند در استکان چای بیفتد .........................................................میهمان می آید.

استکان ها ردیف شوند ............................................................میهمان می آید.

کلیجدک برروی بام خانه آواز بخواند.....................خبر خوش یابد و یا میهمان می آید.(کلیجدک پرنده ایست شبیه کلاغ یا زاغ)

کودکی خانه را جارو بزند.................................................... ........میهمان می آید.

اگر از قیچی بدون اینکه با آن پارچه ای ببرند استفاده کنند .................دعوا می شود.

اگر کف پای کسی بخارد.......................................................غیبتش را می کنند.

در زمانهای قدیم که خمیر مایه وجود نداشته هربارکه نان می پختندمقداری از خمیر را در سفره مخصوص (سفره ای نمدی که زمان نان پختن پهن می کنند وبرروی آن خمیر راچانه یا به قول خودمان گرده می کنند) می گذاشتند تا خوب ترش شود ودفعه بعدازآن به عنوان خمیرمایه استفاده کنند حال اگر آن مقدار خمیر که معمولا آن را به صورت گرد(دایره ای) می گذاشتنداز حالت خود خارج می شدو زبانه هایی از آن بیرون می زد. در این حالت  می گفتند دیگران غیبتمان را کرده اند که خمیر گوش کرده وآن را به زبان مردم تشبیه می کردند.

زمانی که فردی می خواهد کاری را انجام دهد وبا یک اتفاق کوچک موفق به انجام آن نمی شود می گویند چپی شده مثلا کسی می خواهد به منزل دیگری برود به حیاط یا کوچه که می رسد یادش می آید فلان وسیله را بر نداشته و دوباره به خانه مراجعت می کند میگوید چپی شدم حتما نیستند ومعمولا چون با این اعتقاد می رود همان هم پیش می آید.

پر کاهی بر روی مژه شخصی باشد ویا مژه اش بر روی گونه اش بیفتد به او می گویند نامه یا مسافر اگر بگوید نامه از عزیزانش خبر می آید واگر بگوید مسافر عزیزانش به دیدن او می آیند.

ارسال کننده :آقای غلامی

[ پنجشنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱۳ ] [ ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

یک روز یکی داشت با من احوال پرسی میکرد گفت بی معنی گفتم معنی دارش چیه گفت هی اقا.......شما همنیشخند

یک رهگذر

---------------------------------------------------------

یکرهگذر نام مستعار یکی از مهاجرت کردگان گز است که زیاد هم به وبلاگ سر می زنند ولی تا حالا خودشون رو معرفی نکردند . به هر صورت برا اینکه در صفحه اول وبلاگ ایشون را داشته باشیم این مطلب رو که در قسمت نظرات موضوع احوالپرسی  گذاشتند و فکر می کنم خنده ای بر لب بنشاند رو در صفحه اول گذاشتم.

اصطلاح  (بی معنی)  در مواردی به کار می رود که حین گفتگو کلمه بکار برده شده می تواند معنی نامناسب دیگری را به ذهن متبادر کند. در این موارد بعد یا قبل از آن کلمه برای تاکید بر معنی مورد نظر نه معنی نامناسب دوم در داخل پرانتز از اصطلاح بی معنی استفاده می گرد یعنی منظورم همینه و اون نیست(چی شدنیشخند)

[ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱٢ ] [ ۱:۳۳ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

سابات یا ساباط یکی از ویژگی های معماری خانه های روستای در گز است .

 

ساباط چیست : ساباط در واقع بخشی از کوچه است که سرپوشیده شده است . در واقع ساباط ها کوچه هایی هستند بصورت دالانی که معمولا تنگ و در بسیاری موارد تاریک و سرپوشیده می باشند.  هدف از ایجاد سابات ها موارد متعددی می تواند باشد که مهمترین آن استفاده بهینه از فضا برای ساختن ابنیه بوده است به این ترتیب که با پوشش کوچه از طرفی مسیر رفت و آمد حفظ می شده است و از طرفی نیز با بنایی که بر روی آن ساخته می شده است در استفاده از فضا استفاده بهینه می شده است . اغلب خانه هایی که بر روی ساباط ساخته می شده اند از دو طرف پنجره دارند و این یکی از ویژگی های این بنا ها است .

سابات ها  کار کرد های دیگری هم داشته اند.از طرفی با تاق ضربی که بین دو خانه مجاور زده می شده است به استحکام این دو خانه کمک می کرده است. از طرف دیگر سابات محل مناسبی برای حفاظت عابرین از نور آفتاب و گرمای تابستان و باران و برف زمستان بوده است و برای دقایقی محیطی امن تر را برای افراد فراهم می کرده است . با توجه به سایه بودن ساباط ها معمولا نسیم خنکی در این ساباط ها می وزد که محل مناسبی برای گپ و گفت ها تابستانی و بازی کودکان بوده است. 

در روستای گز چندین مورد از این ساباط وجود دارد.

[ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱٢ ] [ ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

ابزار و اصطلاحات مرتبط با شخم زنی و خر:

هچّو : ادات صوت به خر برای حرکت کردن.

شا(یا ششششش): ادات صوت برای توقف کامل خر.

رَخت: این رخت با رخت به معنی لباس نباید اشتباه گرفته شود بلکه به یکی

از ابزاری که برای شخم زدن زمین به خر یا گاو متصل می شود گفته می شود.

پالو(پالون): اُوِرکُت خر

جِک:ابزای است که کاملا از چوب ساخته شده است و برای هم آغوش کردن دو عدد

خر در هنگام شخم زنی استفاده می شود.(لزوما خرها باید هم هیکل و هم زور

باشند)

بُلونه(پُلونه): ابزاری است پارچه ای که حاوی کاه است و به منظور ثبات

جِک بر روی گردن خرها می باشد.

پاردُم: ساخته شده از پارچه یا چرم که برای ثبات پالون خر استفاده می شود.

تَنگ: اشتباه نگیرید، ساخته شده از پارچه یا چرم که بر روی پالون خر بسته

می شود و در پهلو یا زیر شکم خر قفل می شود.(کاری شبیه به کمربند برای

شلوار).

 هَهَ هَهَ هَهَ ... : در این مواقع خر نباید از سرعت مطمئنه تجاوز کند و

خیلی آرام و یکنواخت حرکت کند.

نیمه کار: از این واژه در مواقعی که زمین به ناهمگن شخم زده شود برای

اینکه زمین به طور یکسانی شخم زده شود استفاده می شود و بایستی چند ضربه

ملایم به گردن خر وارد کرد و همزمان چندین بار واژه نیمه کار را به

کاربرد. در این مواقع خر بطور معجزه آسایی دور می زند و تغییر مسیر می

دهد.

بَر: واژه ای است که به منظور جلوگیری از برخورد خر با مانع استفاده می شود.

پَلَّ بگیر: در این مواقع خر باید به منتها الیه چپ یا راست زمین مزروعی

متمایل شده، که در این مواقع نیروی زیادی بر خر و فرد نگهدارنده رخت وارد

می شود.

ماله: شی ای است چوبی که برای تسطیح زمین پس از شخم زنی به کار می رود.

(در این مواقع  فرد بر روی ماله سوار می شود و چهره کاملا بشاشی دارد).

واژگان زیادی در سایر زمینه ها از جمله تشله بازی و گله بازی و .....

وجود دارند. چنانچه این واژگان با تصویر همراه شود بسیار جالب تر و جذاب

تر و قابل حس تر خواهد شد.

 با تشکر از شما و آرزوی بهروزی برای تمام همولایتی ها.

ارسال کننده : برو بچ گز

-------------------------------------------------------------------------------------------

تعدادی از دوستان ابتکار جدیدی به خرج داده اند و گروهی بنام بروبچ گز تشکیل داده و دو مطلب برای وبلاگ فرستاده اند که مطلب فوق از فرستاده های ایشان است . ولی مورد دوم چند عکس است که کیفیت آن برای وبلاگ مناسب نمی باشد . با تشکر از این دوستان منتظر ارسال های بعدی ایشان هستیم. این گروه شامل (سید محمد علی جوادی ، سید مجتبی عابدینی و علیرضا مسعودی )می باشد.

 

[ دوشنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱٠ ] [ ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

در زمان ها ی گذشته ، پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای این که عکس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت ازکنار تخته سنگ می گذشتند. بسیاری هم غرولند می کردندکه این چه شهری است که نظم ندارد. حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و ... با وجود این هیچ کس تخته سنگ را از وسط جاده برنمی داشت . نزدیک غروب، یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود ، نزدیک سنگ شد

.
بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرارداد. ناگهان کیسه ای را دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود ، کیسه را باز کرد ،داخل آن سکه های طلا و یک یادداشت پیدا کرد. پادشاه در ان یادداشت نوشته بود :

" هر سد و مانعی می تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد"

[ یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩ ] [ ٥:۱۱ ‎ب.ظ ] [ ه.اکبری ]

با سلام

تصمیم دارم به زودی در مورد مراسم عروسی و پرسه در گز مطلب کاملی تهیه کنم. از همه دوستانی که می توانند مطلبی بفرستند تقا ضا می کنم ارسال نمایند تا مطلب کاملتر گردد. منظور  تمام مراسمی است که دیده اید یا شنیده اید .

مثلا  منظور از عروسی از اولین روز های بنام کردن و نشانی بردن تا مراسم جهاز بردن می باشد.

 یا منظور از پرسه و عزاداری از اولین لحظات خبر شدن تا سالگرد و همه اتفاقات بین آن می باشد.

اگر عکسی از مراسم های قدیم دارید بسیار برای وبلاگ مفید خواهد بود.

خاطرات این مراسم نیز می تواند باعث پربار تر شدن مطلب گردد.

 

[ یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩ ] [ ۸:٥۳ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

در روستای گز دو قنات وجود دارد که تقسیم بندی خاصی برای آب دارند.

آب روستای گز دوره 12روزه دارد( یعنی گردش آب 12 روزه است و هر 12 روز مجددا نوبت آب نفر اول می گردد)به هر شبانه روز آب یک سهم آب می گویند . نصف آنرا تاقه و یک چهارم شبانه روز را نیمروز می گویند . هر  سهم آب یعنی 1 شبانه روز به 120 قسمت تقسیم می گردد و به هر قسمت یک فنجان آب می گویند . به عبارتی هر سهم 120 فنجان هر تاقه 60 فنجان و هر نیمروز 30 فنجان است . با تقسیم 24 ساعت شبانه روز بر 120 فنجان مشخص می شود که هر فنجان آب 12 دقیقه است. در ابتدا آب روستا فقط متعلق به چند نفر بوده است ولی بر اثر تقسیمات برای ارث و خرید و فروش اکنون گاهی مشاهده می شود که یک شخص در یک سهم آب تنها یک فنجان آب دارد. هر کدام از سهم ها نام خاصی دارند که معمولا نام صاحب اصلی و قدیمی آن می باشد. مثلا نام یک سهم بنام شخصی بنام خدابخش است. شاید در بعضی از سهم ها اکنون ورثه آن شخص سهیم نباشند ولی نام سهم همچنان با نام قدیم مانده است. گاهی حتی تاقه ها هم نام مشخصی دارند.

مردم روستا برای اینکه بدانند آب در چه روزی متعلق به آنها است تنها حساب سهم ها را دارند و اگر هم فراموش کنند از بقیه می پرسند امروز کدام سهم است و به این ترتیب متوجه می شوند چه روزی آب متعلق به آنها است.

تا چند سال قبل  استفاده از ساعت برای تعیین مدت زمان آب هر نفر معمول نشده بود، برای همین در طی سالها  در روز از حرکت خورشید و ایجاد سایه و در شب از سیستم خاصی بنام بُل دواندن برای تعیین مدت زمان آب هر نفر استفاده می شد(بل دواندن در پست جداگانه ای توضیح داده خواهد شد).در داخل هر سهم آب نفری که در دوره آبیاری اول در روز آبیاری می کرد در دوره بعدی باید شب آبیاری می کرد وکسی که دوره قبلی در شب آبیاری کرده است دوره بعدی را در روز آبیاری می کند. تا چند سال قبل که از ساعت استفاده نمی شد  از آنجا که در بعضی فصول  طول مدت زمان شب و روز با هم متفاوت بوده است شبانه روز به دو تاقه مساوی تقسیم نمی شده است و طول مدت زمان دو تاقه شب و روز به تغییر طول شب و روز تغییر می کرده است. مثلا طول زمان تعداد معینی فنجان آب(مثلا 5 فنجان) در روز با همان میزان در شب متفاوت بوده است . مثلا در روز های تابستان که روزها بلند و شب ها کوتاه است یک فنجان آب در روز ممکن است 5/12دقیقه و در شب 5/11 دقیقه باشد . زمان تعویض تاقه روز به شب غروب آفتاب و زمان تعویض تاقه شب به روز طلوع آفتاب بوده است. می توان تصور کرد که اینگونه تعیین مدت زمان آب هر شخص چقدر سخت بوده است و مشکلات خاص خودش را داشته است.

آب در فصل  زمستان معمولا آزاد بوده و مورد استفاده نبوده است بر اساس توافق مردم و بر اساس شروع فصل کشت آب دوباره ورره(به نوبت) می شده است.

[ یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩ ] [ ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

[ شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۸ ] [ ۸:٠٧ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

سلام

خدا قوّت، مُنده نباشه، دووشنه دم غروب بر مه یک اس ام اسِ بیومد که

وبلاگِ گز دیدی. مو خو خدا سر شاهدا خبرِ ندشتُم. اینترنت هم اُودم

ندشتُم ولی دم مُغریبنگ که بِر نماز ورخِستُم گفتم یک سَرِ بزنم ولی بِر

واستکه دووشنه مُنده بِدُم دَ شُن خو ندیدم، الانَم که از خو ورخِستُم،

هنو چویی نخورده، بیومدم از وبلاگ سَرِ بِزَنُم. وبلاگِ نغزیه خیلِ زحمت

کَشیده  دست شِما درد نکنه. ماستُم یَک چیز بُگُم، اگر مِشو ای کلمه هارم

به لینک اصطلاحات اضافه کُنه...............

 با تشکر از شما و آرزوی بهروزی برای تمام همولایتی ها.

------------------------------------------------------------------------------------

مطلب بالا توسط یکی از هم ولایتی ها به ایمیل وبلاگ ارسال شده است. اول که تشکر برای اینکه وبلاگ را دریافته اید ممنون و سپاسگزاریم،  ولی دوست داریم اسمی از شما داشته باشیم.  منتظر ایمیل بعدی شما که با ذکر نام باشه هستم تا ادامه مطلب که مطلب جالبی هم هست در وبلاگ بگذارم .

[ جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٧ ] [ ٢:٤۱ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

روزی عارفی پیر با مریدانش از کنار قصر پادشاه می گذشت ،شاه که در ایوان کاخش مشغول به تماشا بوداو رادید و به سرعت به نگهبانانش دستور اد تا استاد پیر را به قصر آورندعارف به حضورشاه شرف یاب شد شاه ضمن تشکر از او خواست تا نکته ای آموزنده به شاهزاده جوان بیاموزدکه در آینده او تاثیر گذار شوداستاد دستش را به داخل کیسه فرو برد و سه عروسک از آن بیرون آوردو به شاهزاده عرضه نمود و گفت:بیا اینان دوستان تو هستنداوقاتت را با آنها سپری کن.شاهزاده با تمسخر گفت:من که دختر نیستم با عروسک بازی کنم 

 عارف اولین عروسک را برداشته و تکه نخی را از یکی از گوشهای آن عبور دادکه بلافاصله از گوش دیگر خارج شد سپس دومین عروسک را برداشت واین بار تکه نخی را ازگوش عروسک داخل و از دهانش خارج شد او سومین عروسک را امتحان نمودتکه نخ در حالی که در گوش عروسک پیش می رفت از هیچ یک از دو عضو یاد شده خارج نشد استاد بلافاصله گفت:شاهزاده اینان همگی دوستان تو هستنداولی که اصلا به حرفهایت توجهی نداشت دومی هر سخنی را که از تو شنید،همه جا بازگو خواهد کردو سومی دوستی است که همواره برآنچه شنیده لب فرو بسته شاهزاده فریاد شادی سرداده و گفت:پس بهترین دوستم همین نوع سومی است ومن هم او را مشاور امورات کشور داری خواهم نمودعارف پاسخ داد:نه و بلافاصله عروسک چهارم را از کیسه خارج نمودوآن را به شاهزاده داد و گفت:این دوستی است که باید به دنبالش بگردی شاهزاده تکه نخ را برداشت وامتحان نمودبا تعجب دید که نخ همانند عروسک اول از گوش دیگر این عروسک خارج شد گفت: استاد اینکه نشدعارف پاسخ داد حال مجدد امتحان کن برای بار دوم تکه نخ از دهان عروسک خارج شد برای بار سوم امتحان کرد و تکه نخ در داخل عروسک باقی ماند استاد رو به شاهزاده کرد و گفت:شخصی شایسته دوستی و مشورت توست که بداند کی حرف بزند،چه موقع به حرفهایت بی توجهی کند و کی ساکت بماند.

ارسال کننده :غلامی

[ پنجشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٦ ] [ ٢:٥۸ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

در احوالپرسی گزی ها اصطلاحات خاصی وجود دارد و معمولا زمانی که کسی از خود روستا برای مدتی به مسافرت می رود و یا ازگزی های مقیم شهر کسی به گز می رود اینگونه با او احوالپرسی می کنند.ابتدا نمونه ای از احوالپرسی معمولی که پاسخ گفتن به این اصطلاحات برای افراد غیر گزی بسیار سخت می باشد را ذکر می کنیم:

شخص احوالپرس:                                           مخاطب:

سلام                                                             سلام علیکم

حال شما خوبا                                                بد نستم دعاگو شمانم ،شما خوبه

بدنستم دعاگو،خوب بدن حضرات ،خوب بدن دودی و         بد نبدن سلام مرسوندن

قهر غصه                                                                 نه الحمدالله

صفا شما                                                             صفای دیدار شما

تاریکا دشته ،تاریکا شما بده                                      روشنایی شما کم نشو

منظور از دوری فرزندان می باشد.البته ممکن است  ترتیب بیان این اصطلاحات جابجا شود ضمن اینکه همین مطالب از سوی مخاطب هم ذکر می شود وهمین پاسخ ها را دریافت می کند.

همچنین در ماه تابستان و یا در ماه محرم این اصطلاحات به مطالب بالا اضافه می شود:

خوش ماه تابستو،خوش ماه عزا                                     خوش الحمدالله

و باز در ایام نوروز این اصطلاحات به آن اضافه می شود:

عید کرده عید شما مبارک                                             خدامبارک گردونه

دور از جان همه باشد زمانی که کسی عزیزی از دست می دهدبه او می گویند:

به خاطر داره                                                        کوردگه هم مشم

یاد ایومو مکنه                                                     یاد مکنم تا زنده باشم

و در پایان همه احوالپرسی ها معمولا می گویند:

سلام برسونه                                             به چشم ، بزرگی شما

ارسال کننده : آقای غلامی

[ پنجشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٦ ] [ ٢:٠٤ ‎ب.ظ ] [ م مسعودی ]

بالاخره عکس بالای وبلاگ جواب داد  زمین سفید شد و برف بارید و معلوم شد در گز هم زمستان آمده  است . معمولا برف جاهای دیگه میاد سرماش به گز میرسه ولی ایندفه به اندازه ای که برف یاد مردم نره برف هم بارید خدا رو شکر .

[ دوشنبه ۱۳٩٠/۱۱/۳ ] [ ۸:٢٩ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

سلام بر تو ای فرستاده خوبی ها، ای مهربانترین فرشته خاک. تو از ملکوت آسمان به زمین فرا خوانده شدی تا انسان را با معنای واقعی اش آشنا کنی. تو، آفتاب روشن حقیقت بودی در شام تیره زندگی. از مشرق دلها برآمدی و اکنون، آسمان تب دار غروب جانگداز توست

رحلت پیامبر

[ یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٢ ] [ ۸:٥۱ ‎ق.ظ ] [ م مسعودی ]

.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ گز

این وبلاگ برای معرفی و اطلاع رسانی در مورد روستای گز از توابع دهستان نهارجان بخش مود شهرستان سربیشه خراسان جنوبی راه اندازی شده است. از همه همولایتی های عزیز برای پربار شدن وبلاگ استمداد می طلبیم.آدرس ایمیل وبلاگ gazvillage@gmail.com می باشد .هر گونه مطلبی یا عکسی که توسط دوستان فرستاده شود به نام خود ایشان در وبلاگ منتشر خواهد شد.
امکانات وب
Google

در وبلاگ گز
در كل اينترنت
RSS Feed